مصطفی رحمانیفر: وَسترا بهدنبال کسبوکارهایی است که برای توسعه برنامه بلندمدت دارند.
سرمایهگذاری در زنجیرههای سلامت و امنیت غذایی، تنها به تأمین منابع مالی یا خرید بخشی از سهام یک شرکت محدود نمیشود. انتخاب فرصت مناسب، شناخت حلقه های کلیدی زنجیره ارزش، ارزیابی توانمندی تیم کارآفرین و تعیین شیوه ورود به هر کسب و کار، بخشهایی از فرایندی است که میتواند مسیر رشد یک شرکت را تحت تأثیر قرار دهد.
هلدینگ دانشبنیان وَسترا با تمرکز بر سرمایهگذاری در حوزههای سلامت، کشاورزی و امنیت غذایی، در پی شناسایی شرکت هایی است که علاوه بر برخورداری از ظرفیت اقتصادی، امکان توسعه در مقیاس بزرگتر و ایفای نقش در تکمیل زنجیره ارزش را داشته باشند.
برای آشنایی بیشتر با رویکرد سرمایهگذاری این هلدینگ، معیارهای انتخاب شرکتهای سرمایهپذیر، شیوه همراهی با آنها و برنامه های پیشرو در صنعت آبزی پروری، با دکتر مصطفی رحمانیفر، مدیر سرمایهگذاری هلدینگ دانشبنیان وَسترا، گفتوگو کردهایم.
برای شروع گفتوگو، بفرمایید وَسترا در بررسی یک فرصت سرمایهگذاری، بیش از هر چیز به چه ویژگیها و ظرفیتهایی توجه میکند؟
نقطه آغاز ارزیابی هر فرصت، میزان انطباق آن با راهبرد های سرمایهگذاری وَستراست. طبیعتاً نمیتوان صرفاً به دلیل جذابیت ظاهری یک بازار یا برخورداری یک شرکت از محصولی نوآورانه، درباره سرمایهگذاری تصمیم گرفت. ابتدا باید مشخص شود که فعالیت شرکت تا چه اندازه در راستای جهتگیریهای راهبردی ما قرار دارد و چه نقشی میتواند در تکمیل یا توسعه زنجیرههای مورد نظر وَسترا ایفا کند.
پس از احراز این انطباق، سابقه فعالیت تیم کارآفرین، دانش و تجربه اعضای آن، میزان شناخت آنها از صنعت و تواناییشان در اداره و توسعه کسبوکار بررسی میشود. جذابیت بازار، ظرفیت رشد، شرایط رقابتی و امکان توسعه فروش نیز در ارزیابیها اهمیت دارد.
موضوع مهم دیگر، میزان بلوغ سازمانی شرکت است. ممکن است یک مجموعه از محصول و بازار مناسبی برخوردار باشد، اما هنوز از نظر ساختار مدیریتی، شفافیت مالی، فرایند های داخلی یا آمادگی برای پذیرش سرمایهگذار به بلوغ کافی نرسیده باشد. بنابراین تصمیم نهایی بر اساس مجموعهای از عوامل راهبردی، مدیریتی، مالی، سازمانی و بازار اتخاذ میشود و هیچکدام از این عوامل بهتنهایی تعیینکننده نیستند.
با توجه به تفاوت شرکتها و طرحها، وَسترا چگونه مدل مناسب ورود به هر فرصت سرمایهگذاری را انتخاب میکند؟
مدل ورود با توجه به ویژگیهای هر طرح، جایگاه آن در زنجیره ارزش، سابقه عملکرد شرکت و میزان اطمینانی که در جریان ارزیابی به دست میآوریم، تعیین میشود. به همین دلیل، نمیتوان یک الگوی ثابت را برای همه فرصتهای سرمایهگذاری در نظر گرفت.
برای مثال، اگر شرکتی در یکی از حلقههای کلیدی زنجیره آبزی پروری فعالیت کند، عملکرد قابلاتکایی داشته باشد و توسعه آن نیز در راستای راهبردهای وَسترا باشد، ترجیح ما این است که از طریق خرید سهام یا افزایش سرمایه وارد شرکت شویم. در چنین شرایطی، سرمایهگذاری با هدف مشارکت در توسعه بلندمدت آن کسبوکار انجام میشود.
اما درباره شرکت هایی که سابقه فعالیت طولانی ندارند یا هنوز اطمینان کافی نسبت به عملکرد آنها شکل نگرفته است، معمولاً رویکرد محتاطانهتری داریم. در این موارد، ممکن است همکاری ابتدا در قالب مشارکت مدنی یا اجرای یک پروژه مشخص آغاز شود.
این همکاری پروژهای به ما امکان میدهد توان اجرایی، کیفیت مدیریت، میزان پایبندی به تعهدات و عملکرد واقعی شرکت را بهتر ارزیابی کنیم. اگر نتیجه این دوره همکاری مثبت باشد و شرکت بتواند توانمندی خود را اثبات کند، امکان ورود وَسترا به مرحله بعد، یعنی سرمایهگذاری برای توسعه شرکت و سهامداری، بررسی خواهد شد.
در این فرایند چه خطوط قرمزی وجود دارد؟ چه عواملی ممکن است باعث شود وَسترا از سرمایهگذاری در یک شرکت صرفنظر کند؟
ورود وَسترا به یک شرکت با مجموعهای از الزامات مشخص همراه است. در سرمایهگذاریهای سهامی، سهم موردنظر وَسترا معمولاً حداقل درصد تعریف میشود. برخورداری از یک کرسی در هیئت مدیره و حق امضا و نظارت بر عملکرد مالی شرکت ها در دوره سرمایهگذاری نیز از الزامات ماست. این شرایط با هدف صیانت از سرمایه و مشارکت مؤثر در تصمیم های کلیدی شرکت در نظر گرفته میشود.
در کنار این موارد، انتخاب برخی مسئولیت های کلیدی شرکت، از جمله مدیر مالی، مسئول یا معاون حقوقی و بازرس شرکت، باید با تأیید وَسترا انجام شود. اگر شرکت سرمایه پذیر این الزامات را نپذیرد یا آمادگی لازم برای استقرار سازوکارهای حاکمیت شرکتی را نداشته باشد، امکان ادامه همکاری وجود نخواهد داشت.
شفافیت مالی نیز یکی از خطوط قرمز ماست. شرکت باید از ساختار مالی شفاف و تکدفتره برخوردار باشد و اطلاعات، اسناد و صورتهای مالی خود را به صورت دقیق و قابلراستیآزمایی ارائه کند.
فرایند بررسی موشکافانه فقط برای ارزیابی اعداد و اسناد نیست؛ بلکه کیفیت تعامل و میزان صداقت تیم مدیریتی شرکت را نیز مشخص میکند. اگر در جریان راستیآزمایی احساس کنیم اطلاعات بهطور کامل ارائه نشده، واقعیت های مهمی پنهان مانده یا صداقت لازم در تعامل با سرمایهگذار وجود ندارد، فرایند سرمایهگذاری متوقف خواهد شد؛ حتی اگر بازار یا فعالیت آن شرکت در ظاهر جذاب باشد.
پس از نهاییشدن سرمایهگذاری، رابطه وَسترا با شرکت سرمایهپذیر چگونه ادامه پیدا میکند؟
رابطه ما با شرکت سرمایهپذیر پس از انجام سرمایهگذاری پایان نمییابد؛ درواقع از این مرحله بخش مهمی از فرایند همراهی و نظارت آغاز میشود. در ساختار وَسترا، دپارتمان نظارت مسئول بررسی مستمر عملکرد شرکتهای سرمایهپذیر است.
شاخصهای عملکردی و تعهدات شرکت بر اساس قرارداد و توافق سرمایهگذاری مشخص میشود و فعالیت شرکت در دوره سرمایهگذاری بر مبنای همان شاخصها مورد ارزیابی قرار میگیرد. هرجا نشانهای از انحراف از برنامه، کاهش عملکرد یا فاصلهگرفتن از مسیر توافقشده مشاهده شود، هشدارها و اقدامات اصلاحی لازم به شرکت اعلام خواهد شد.
البته این نظارت به معنای دخالت در فعالیتهای روزمره یا ماهیت اصلی کسب وکار نیست. تیم کارآفرین همچنان مسئول اداره عملیاتی شرکت است و وَسترا تلاش نمیکند جایگزین مدیران اجرایی شود. تمرکز ما بر کنترلهای مالی، رعایت اصول حاکمیت شرکتی و اطمینان از حرکت مجموعه در مسیر توسعهای است که در زمان سرمایهگذاری بر سر آن توافق شده است.
به این ترتیب، استقلال اجرایی تیم کارآفرین حفظ میشود و درعینحال، سرمایهگذار نیز میتواند بر عملکرد مالی، مدیریتی و راهبردی شرکت نظارت مؤثری داشته باشد.
این همراهی در عمل بیشتر در چه حوزههایی نمود پیدا میکند و وَسترا چه ارزشی فراتر از تأمین سرمایه ایجاد میکند؟
نخستین حوزه، کمک به تأمین مالی و پشتیبانی از جریانهای نقدی شرکت است. بسیاری از کسبوکارهای درحالرشد، حتی اگر بازار و محصول مناسبی داشته باشند، در مسیر توسعه با محدودیت منابع یا کمبود سرمایه در گردش روبهرو میشوند. وَسترا تلاش میکند متناسب با برنامه توسعه شرکت، مسیرهای تأمین مالی را تقویت کند و به مجموعه برای عبور از این محدودیت ها کمک کند.
حوزه دوم، استقرار انضباط مالی و اصول حاکمیت شرکتی است. هدف این است که شرکت از نظر ساختارهای مالی، حقوقی، نظارتی و مدیریتی به سطحی برسد که علاوه بر امکان توسعه پایدار، ظرفیت استفاده از ابزارهای مالی گسترده تر را نیز پیدا کند.
حرکت در مسیر ورود به بازار سرمایه نیز میتواند بخشی از این فرایند باشد. البته بورسیشدن برای همه شرکتها یک هدف فوری یا الزامی نیست، اما استقرار شفافیت مالی، نظم مدیریتی و سازوکارهای حاکمیت شرکتی، کسبوکار را برای ورود به مسیرهای حرفهایتر تأمین مالی آماده میکند.
حوزه سوم، شبکهسازی و ایجاد ارتباط میان شرکتهای فعال در صنعت است. وقتی چند کسبوکار در حلقههای مختلف یک زنجیره فعالیت میکنند، ارتباط مؤثر میان آنها میتواند به کاهش هزینهها، توسعه بازار، تکمیل ظرفیتهای یکدیگر و شکلگیری همکاریهای تازه منجر شود. وَسترا تلاش میکند با استفاده از شبکه خود، این شرکتها را به یکدیگر متصل کند تا از ظرفیتهای مشترک برای رشد و توسعه استفاده شود.
با این توضیحات، از نگاه شما یک سرمایهپذیر مناسب چه ویژگیهایی دارد؟
یک سرمایهپذیر مناسب، پیش از هر چیز باید سابقه فعالیت قابل قبولی داشته باشد. این سابقه نشان میدهد که شرکت در شرایط مختلف چگونه عمل کرده، تا چه اندازه توانسته است تعهدات خود را اجرا کند و آیا از ظرفیت لازم برای عبور از دورههای دشوار برخوردار بوده است یا خیر.
وضعیت مالی و جریان های نقدی شرکت نیز اهمیت زیادی دارد. انتظار ما این نیست که همه شرکتها در شرایط کاملاً مطلوب مالی قرار داشته باشند؛ زیرا بخشی از هدف سرمایهگذاری، کمک به رشد و توسعه آنهاست. با اینحال، شرکت باید نشان دهد که فعالیت اقتصادی واقعی، منظم و قابلارزیابی دارد و منابع مالی خود را بهصورت شفاف مدیریت میکند.
عامل مهم دیگر، برخورداری از یک تیم کارآفرین حرفهای و با تجربه است. اعضای تیم باید صنعت را بشناسند، سابقه فعالیت مرتبط داشته باشند و بتوانند برای آینده کسب و کار تصمیم های واقع بینانه بگیرند.
نگاه صاحبان شرکت به سرمایهگذاری نیز تعیینکننده است. اگر هدف اصلی یک تیم صرفاً فروش بخشی از سهام و دریافت منابع مالی باشد، آن مجموعه لزوماً گزینه مناسبی برای سرمایهگذاری توسعهای وَسترا نخواهد بود.
ما به دنبال تیم هایی هستیم که برنامهای بلندمدت برای توسعه داشته باشند، بخواهند کسبوکار خود را به مقیاس بزرگتری برسانند و سرمایهگذار را بهعنوان شریک مسیر رشد بپذیرند. وجود یک برنامه توسعه روشن و تعهد تیم مدیریتی به اجرای آن، از مهمترین نشانههای آمادگی یک شرکت برای جذب سرمایه است.
در ماههای اخیر، بوشهر و بهویژه زنجیره شیلات و آبزیپروری این استان مورد توجه وَسترا قرار گرفته است. چه ظرفیتهایی باعث شد حضور در بوشهر برای شما اهمیت پیدا کند؟
استان بوشهر از گذشته یکی از قطبهای اصلی آبزی پروری ایران بوده است. بخش مهمی از ظرفیت تولید میگوی کشور ابتدا در بوشهر و پس از آن در هرمزگان شکل گرفته و همین سابقه موجب شده است مجموعهای از فعالان تخصصی، شرکتهای تولیدی، مراکز تکثیر، مزارع پرورش و واحدهای صنعتی مرتبط با آبزیان در این استان شکل بگیرد.
اهمیت بوشهر فقط به تولید میگو محدود نمیشود. در این استان ظرفیتهایی برای پرورش سایر آبزیان، توسعه پرورش ماهی در قفس، فعالیت مراکز تکثیر و گسترش صنایع وابسته وجود دارد. حضور بازیگران متعدد در بخشهای مختلف زنجیره نیز امکان شکلگیری همکاریهای گستردهتر و سرمایهگذاری در حلقههای مکمل را فراهم میکند.
ویژگیهای اقلیمی و جغرافیایی بوشهر نیز مزیت مهمی محسوب میشود. دسترسی به سواحل، امکان استفاده از آب در مزارع خاکی و برخورداری از شرایط مناسب برای پرورش گونههای مختلف آبزیان، ظرفیت توسعه این صنعت را افزایش داده است.
برای وَسترا، مجموعه این عوامل به معنای وجود بستری واقعی برای سرمایهگذاری زنجیرهای است؛ بستری که در آن میتوان علاوه بر سرمایهگذاری در شرکتهای منفرد، ارتباط میان حلقههای مختلف را تقویت کرد و زمینه توسعه منسجمتر صنعت آبزیپروری را فراهم ساخت.
در پایان، اولویتهای سرمایهگذاری وَسترا در سالهای پیشرو چیست و شرکتهایی که قصد ارائه طرح دارند، باید از چه آمادگیهایی برخوردار باشند؟
درحالحاضر، صنعت آبزیپروری یکی از حوزههای اصلی سرمایهگذاری وَستراست. ما این حوزه را در سه بخش کلی دنبال میکنیم: سرمایهگذاری در ماهیان و آبزیان دریایی، سرمایهگذاری در آبزیان دارای ارزش افزوده بالا و سرمایهگذاری در سایر آبزیان، با اولویت گونههایی که امکان پرورش در آبهای شور و لبشور را دارند.
تمرکز ما تنها بر مرحله پرورش نیست. حلقههای کلیدی و اثرگذار این زنجیره نیز در فرایند شناسایی و ارزیابی فرصتهای سرمایهگذاری قرار دارند؛ زیرا توسعه پایدار صنعت آبزیپروری نیازمند آن است که بخشهای مختلف زنجیره بتوانند متناسب با یکدیگر رشد کنند.
در حوزه کشاورزی نیز کشاورزی قراردادی و همکاری با مزارع در برنامههای سرمایهگذاری قرار دارد. رویکرد کلی ما این است که شرکتهای درحالرشد و دارای ظرفیت توسعه را شناسایی کنیم و در کنار آنها قرار بگیریم تا بتوانند فعالیت خود را در مقیاس بزرگتری ادامه دهند.
شرکتهایی که قصد ارائه فرصت سرمایهگذاری به وَسترا را دارند، پیش از هر چیز باید طرح و برنامه توسعه مشخصی داشته باشند. این برنامه باید نشان دهد که شرکت قصد دارد از چه مسیری رشد کند، منابع مالی را در چه بخشهایی به کار بگیرد و سرمایهگذاری چگونه میتواند به افزایش ظرفیت، توسعه بازار یا تکمیل فعالیتهای آن منجر شود.
هرچه محاسبات مالی، پیشبینی جریانهای نقدی و توجیه اقتصادی برنامه دقیقتر باشد، امکان ارزیابی و تصمیمگیری نیز افزایش پیدا میکند. پس از دریافت طرح، بررسی موشکافانه، جلسات کارشناسی و بازدیدهای حضوری از شرکت انجام میشود تا اطلاعات ارائهشده با وضعیت واقعی کسبوکار تطبیق داده شود.
شفافیت و انضباط مالی، برخورداری از ساختار مالی تکدفتره، ارائه صورتهای مالی حسابرسیشده و رسیدن به سطح مناسبی از بلوغ سازمانی، از پیشنیازهای مهم ورود به فرایند سرمایهگذاری است. شرکتی که پیش از مراجعه به سرمایهگذار این زیرساختها را فراهم کرده باشد، طبیعتاً آمادگی بیشتری برای ورود به یک همکاری حرفهای، شفاف و بلندمدت خواهد داشت.
دیدگاهها (0)
اولین دیدگاه را بنویسید!