طرح پیشران پرورش ماهی در قفس در اقتصاد دریامحور
معرفی طرح پیشران پرورش ماهی در قفس در اقتصاد دریامحور
هدفگذاری ۳۵ هزار تن سیبس با یکپارچهسازی زنجیره تامین و استانداردسازی عملیات قفسهای دریایی
آبزیپروری در قفسهای دریایی (Ocean Cage Aquaculture / Open sea Fish Farming) یکی از روشهای نوین و کارآمد پرورش ماهی در دو دهه اخیر است که بهویژه در کشورهایی با دسترسی مناسب به سواحل و منابع آب دریایی توسعه یافته است. در گزارش، برای این شیوه مزیتهایی مانند بهرهگیری از فضای طبیعی، کاهش هزینههای زیرساختی و امکان مقیاسپذیری تولید ذکر شده است. همچنین با استناد به گزارش SOFIA 2024 از FAO، تولید جهانی آبزیپروری در سال ۲۰۲۲ به ۹۴.۴ میلیون تن رسیده و نسبت به سال ۲۰۲۰ بیش از ۶ درصد رشد داشته است؛ و این رشد به توسعه زیرساختهای نوآورانه در حوزه قفسهای دریایی، استفاده از فناوریهای هوشمند در مدیریت مزارع و افزایش بهرهوری در گونههای کلیدی نسبت داده شده است.
جهش جهانی آبزی پروری و نقش قفس های دریایی
بازار جهانی غذا به سمت پروتئینهای دریایی حرکت کرده است، چون فشار بر ذخایر طبیعی صید افزایش یافته و تقاضا برای خوراک سالم و قابل ردیابی بالا رفته است. در همین فضا، تولید آبزیپروری به مرحلهای رسیده که وزن آن در تامین غذا، از یک بخش مکمل عبور کرده و به ستون اصلی بسیاری از بازارها تبدیل شده است. تولید صنعتی، یعنی رشد سریعتر، اما همزمان یعنی حساسیت بیشتر روی کیفیت نهاده، سلامت محصول و قابلیت ردیابی تا مقصد نهایی. قفسهای دریایی به دلیل قابلیت توسعه در پهنههای ساحلی، یکی از مسیرهای کلیدی این رشد محسوب میشوند و نقش آنها در افزایش ظرفیت تولید، پررنگتر شده است.
طبق دادههای FAO در گزارش SOFIA 2024، سهم آبزیپروری در تأمین کل آبزیان خوراکی جهان برای نخستین بار از صید پیشی گرفته و به ۵۱ درصد (معادل ۹۱ میلیون تن) رسیده است.
این جابهجایی در سهم تولید، یک پیام روشن برای سرمایهگذاری دارد: رشد بازار، پایدارتر از گذشته شده و پول به سمت زنجیرههای صنعتی حرکت میکند. زمانی که تولید به شکل صنعتی رشد میکند، رقابت از «فقط تولید بیشتر» به «تولید قابل استاندارد و قابل صادرات» منتقل میشود و همین، اهمیت فناوری، فرآوری و لجستیک را بالا میبرد. در چنین بازاری، کشورهایی که خوراک تخصصی، ورودی زیستی پایدار، و استانداردهای صادراتی را جدی گرفتهاند، سریعتر جایگاه میگیرند و هزینه تمامشده را کنترل میکنند. بنابراین قفسهای دریایی زمانی سودآور و ماندگار میشوند که به یک صنعت کامل متصل باشند، نه یک مزرعه تنها در دریا.
در این گزارش، روند بازار جهانی آبزیپروری چنین برآورد شده است که ارزش آن از ۲۶۲ میلیارد دلار در سال ۲۰۲۴ به ۲۷۷ میلیارد دلار در سال ۲۰۲۵ میرسد (رشد ۵.۸ درصدی) و تا سال ۲۰۲۹ نیز به ۳۷۰ میلیارد دلار (رشد ۷.۵ درصدی) خواهد رسید.
رشد بازار، در کنار فرصت، چالش هم ایجاد میکند و همین چالشهاست که مسیر توسعه را از یک تصمیم ساده تولیدی جدا میسازد. کاهش پایداری ذخایر شیلاتی، فشارهای زیستمحیطی، کمبود زیرساختها و موانع تجاری میتواند حتی پروژههای بزرگ را کند یا متوقف کند، اگر زنجیره تامین و حکمرانی صنعتی همزمان تقویت نشود. اینجا دقیقا همان نقطهای است که نگاه پیشران معنا پیدا میکند، چون توسعه صرفا با اضافه کردن ظرفیت تولید حل نمیشود و باید همزمان زیرساخت، استاندارد و تامین مالی درست چیده شود. کشوری که میخواهد سهم بگیرد، مجبور است از همان ابتدا، کیفیت، پایداری و بازار را در طراحی زنجیره وارد کند.
در همان بخشِ پیشبینی بازار، تصریح شده است که چالشهایی مانند کاهش پایداری ذخایر شیلاتی، فشارهای زیستمحیطی، کمبود زیرساختها و موانع تجاری میتواند توسعه این صنعت را تهدید کند.
اقتصاد دریامحور وقتی شکل می گیرد که زنجیره کامل باشد
قفس به تنهایی صنعت نمیسازد، چون تولید پایدار فقط از مرحله پرورش عبور نمیکند و به ورودی زیستی، خوراک، عملیات مزرعه، فرآوری، لجستیک و بازار وابسته است. اگر یکی از حلقهها ضعیف باشد، بقیه حلقهها هم هزینهزا میشوند؛ برای نمونه خوراک نامناسب رشد را کند میکند و نبود فرآوری استاندارد، ارزش افزوده را از بین میبرد و صادرات را محدود میسازد. زنجیرهای که درست چیده شود، هم کیفیت را قابل اندازهگیری میکند و هم صادرات را قابل اتکا، زیرا محصول با استاندارد مشخص و مسیر لجستیک مطمئن عرضه میشود. به همین دلیل، سرمایهگذاری فناورانه زمانی معنیدار است که با تصویر کامل زنجیره و نقاط گلوگاهی آن همراه باشد، نه با تصمیمهای جزیرهای و کوتاهمدت.
وضعیت ایران و شکاف رقابتی منطقه ای
ایران از نظر جغرافیای دریایی، ظرفیت قابل توجهی در اختیار دارد و همین ظرفیت میتواند تولید پروتئین را از فشار روی منابع آب شیرین جدا کند. پرورش ماهی در قفس، به دلیل تکیه بر آبهای شور جنوب کشور، بدون نیاز به مصرف منابع آب شیرین، یک راهکار سازگار با محیط زیست معرفی شده و همزمان میتواند فشار بر ذخایر طبیعی ماهی را کاهش دهد. از زاویه اقتصادی، این صنعت امکان ایجاد اشتغال مستقیم و غیرمستقیم در استانهای ساحلی را فراهم میکند و با افزایش تولید داخلی، وابستگی به واردات را کاهش میدهد. مزیت مهم دیگر، امکان توسعه صادرات ماهی با کیفیت به بازارهای منطقهای و بینالمللی و افزایش درآمدهای ارزی غیرنفتی است؛ بهویژه وقتی همکاری با دانشگاهها، مراکز تحقیقاتی و شرکتهای دانشبنیان وارد مدل توسعه شود.
آبهای ساحلی کشور ظرفیت تولید بیش از ۶۰۰,۰۰۰ تن ماهی را دارد. با وجود ظرفیت طبیعی، بخش مهمی از توان تولید هنوز به تولید واقعی تبدیل نشده و همین فاصله، یک مانع جدی برای جذب سرمایه و شکلگیری اقتصاد مقیاس است. وقتی پروژهها در مقیاس کوچک و پراکنده باقی بمانند، هزینه تمامشده بالا میرود و زنجیره تامین پایدار شکل نمیگیرد، چون حلقههای مکمل مثل خوراک تخصصی و فرآوری صنعتی، به حجم ثابت و قابل اتکا نیاز دارند. در چنین شرایطی، حتی اگر مجوزها صادر شود، نبود زیرساخت عملیاتی و بهرهبرداری پایین، عملا زنجیره را از حرکت میاندازد. نتیجه آن، تکرار الگوی طرحهای نیمهفعال است که نه سودآوری پایدار ایجاد میکنند و نه بازار صادراتی قابل اتکا میسازند.
طبق گزارش، حدود ۱۷۳,۰۰۰ تن مجوز تولید ماهی در قفس در ایران صادر شده است، اما تنها حدود ۳۷,۰۰۰ تن قفس برای این منظور در دریا احداث شده و از این میزان نیز فقط حدود ۷,۰۰۰ تن (کمتر از ۲۰ درصد) بهرهبرداری میشود.
در تصویر کلان تولید آبزیان کشور، گزارش نشان میدهد از مجموع حدود ۱٬۳۸۰٬۰۰۰ تن تولید سالانه آبزیان، نزدیک به ۵۵ درصد از طریق صید و حدود ۴۴.۵ درصد از محل پرورش در آبهای شیرین تأمین میشود؛ در مقابل، سهم پرورش ماهی در دریا از کل تولید آبزیان کشور تنها نیم درصد است. گزارش برای مقایسه منطقهای نیز به تجربه ترکیه اشاره میکند که با تمرکز هدفمند بر توسعه آبزیپروری دریایی، تولید سالانه بیش از ۳۶۳٬۰۰۰ تن داشته و جایگاه قابل توجهی در بازارهای صادراتی منطقه و اروپا کسب کرده است.
– دلایل افول و توقف رشد تولید در قفس
دلایل افول تولید در قفس، فقط یک عامل نیست و چند محور همزمان روی هم اثر میگذارند. در خوراک آبزیان، نبود زنجیره پایدار تولید خوراک باکیفیت و افزایش قیمت و کمبود مواد اولیه مثل پودر ماهی و سویا، هزینه تولید را بالا میبرد و برنامهریزی را سخت میکند. در ورودی زیستی، نبود برنامه بومیسازی مولد و بچهماهی و وابستگی به واردات از کشورهایی مثل ترکیه و حوزه مدیترانه، ریسک تامین را بالا میبرد، بهویژه وقتی تحریمها هزینه و ریسک واردات را تشدید میکند. نبود زیرساختهای پشتیبانی مانند اسکله، سردخانه، کارخانه فرآوری و لجستیک صادراتی هم باعث میشود حتی محصول تولیدشده، مسیر مطمئن برای بازار نداشته باشد و بخشی از ارزش آن از بین برود.
در بخش عوامل بازدارنده، نبود برنامه بومیسازی مولد و بچهماهی و وابستگی به واردات از ترکیه و کشورهای حوزه مدیترانه ذکر شده و همچنین «هزینه بالا و ریسک زیاد واردات به دلیل تحریمها» بهعنوان تشدیدکننده ریسک تأمین مطرح شده است.
چالشهای زیستمحیطی و فنی نیز اگر با استاندارد و فناوری پاسخ داده نشوند، میتوانند سرمایهگذاری را فرسایشی کنند. استفاده از قفسهای غیراستاندرد و آسیبپذیر در برابر طوفان و جریانهای دریایی، احتمال خسارت را بالا میبرد و نبود سامانههای پایش، زمینه بروز بیماریها و تلفات سنگین را تقویت میکند. در کنار آن، آلودگیهای ناشی از دفع فضولات و حساسیتهای سازمان محیط زیست، بدون مدیریت پسماند و کنترل کیفیت آب، تبدیل به محدودیت جدی میشود. مجموعه این عوامل، وقتی با نوسانات اقتصادی و سیاستی، تغییرات مکرر سیاستهای حمایتی، ضعف نظام بیمهای برای جبران خسارات و مشکلات تامین مالی و نقدینگی جمع شود، تولید را از مسیر رشد خارج میکند و اجازه نمیدهد زنجیره به بلوغ برسد.
مدل پیشران ملی و چیدمان بازیگران زنجیره
برای عبور از تولید پراکنده و رسیدن به یک زنجیره یکپارچه، نقش یک بازیگر هماهنگکننده ضروری است؛ بازیگری که بتواند همزمان سرمایه، فناوری و تنظیمگری را در یک مسیر مشترک همراستا کند. تجربه صنعت نشان میدهد تمرکز صرف روی تولید خام، بدون تکمیل حلقههای میانی و پایانی، به سود پایدار و صادرات قابل اتکا نمیرسد و در نهایت هزینه تمامشده را بالا نگه میدارد. مدل پیشران ملی، دقیقا برای همین طراحی شده تا به جای توسعه جزیرهای، مسیر تکمیل زنجیره ارزش را پیش ببرد و گلوگاههای فناورانه را به فرصت سرمایهگذاری تبدیل کند. این مدل، وقتی کار میکند که بازیگران اصلی نقشهای خود را دقیق بشناسند و ابزارهای تامین مالی متناسب با هر مرحله، در دسترس باشد.
در این چیدمان، نقشهای کلیدی میان سیاستگذار، تامین مالی کلان، توسعه فناوری، تنظیمگری و توسعهدهندگان فناوری تقسیم شده تا پروژه از مرحله ایده تا اجرای صنعتی، پیوستگی داشته باشد. معاونت علمی و فناوری در نقش سیاستگذار و تسهیلگر دیده شده، بانک پاسارگاد تامینکننده مالی کلان است و پیشران زنجیره نقش راهبری تجاریسازی و تامین مالی شرکتهای فناور و تولیدی را بر عهده میگیرد. حضور توسعهدهنده فناوری برای استانداردسازی و تست فناوریها و همچنین نقش نهادهای تنظیمگر در مجوزها، باعث میشود توسعه از مسیر استاندارد حرکت کند و کیفیت در همان ابتدا به شکل صنعتی تعریف شود. چنین اکوسیستمی، وقتی کامل میشود که شرکتهای دانشبنیان به عنوان توسعهدهندگان فناوریهای کلیدی وارد میدان شوند و تامین مالی مکمل نیز از طریق نهادهای مالی پشتیبان، پوشش داده شود.
در معرفی بازیگران طرح، وسترا بهعنوان «شرکت پیشران» معرفی شده و نقش آن «راهبر تجاریسازی و تأمین مالی شرکتهای دانشبنیان و شرکتهای تولیدی زنجیره صنعت» عنوان شده است.
هدف گذاری تولید و تکمیل زنجیره از تکثیر تا صادرات
هدفگذاری تولید زمانی ارزش دارد که همزمان با آن، نقشه تکمیل زنجیره هم روشن باشد و فقط به افزایش ظرفیت مزرعه محدود نشود. نقطه شروع این هدفگذاری، تولید ۳۵ هزار تن ماهی دریایی سیبس در فاز نخست اعلام شده و در کنار آن، توسعه زنجیره کامل از تکثیر تا فرآوری و صادرات به عنوان مقصد اصلی مطرح شده است. این نگاه یعنی ورودی زیستی، خوراک، عملیات مزرعه، فرآوری، برندینگ و بازارهای صادراتی باید در یک مسیر واحد مدیریت شوند تا تولید به اقتصاد مقیاس برسد. علاوه بر این، افزایش سهم ایران در آبزیپروری دریامحور منطقهای و ایجاد برند ملی شیلات ایران، نشان میدهد کیفیت و بازار از ابتدا در طراحی دیده شدهاند، نه به عنوان تصمیمهای دیرهنگام پس از تولید.
در اجزای طرح پیشران، هدفگذاری تولید ۳۵ هزار تن ماهی دریایی سیبس در فاز نخست ذکر شده و همزمان توسعه زنجیره کامل از تکثیر تا فرآوری و صادرات نیز بهعنوان جزء طرح آمده است.
– راهبرد رشد صنعتی و مسیر ارزش افزوده
راهبرد رشد صنعتی، بر چند ایده عملی تکیه دارد که در شرکتهای برتر صنعت هم تکرار شده است. برندینگ روی یک محصول استراتژیک و سپس توسعه سبد محصولات، به کاهش ریسک و تثبیت بازار کمک میکند و همزمان اجازه میدهد زنجیره ارزش روی یک ستون اصلی سوار شود. یکپارچهسازی عمودی و توسعه از مسیر ادغام و تملک، مسیر رسیدن به اقتصاد مقیاس و کاهش هزینه تمامشده را هموار میکند و اتصال به زنجیره ارزش بینالمللی و اخذ گواهیهای کیفی و استانداردها، حضور در بازارهای خردهفروشی و صادرات ممتاز را ممکن میسازد. در کنار همه اینها، مدیریت فناوری و نوآوری و همراهی با موج تحول دیجیتال و هوش مصنوعی، به افزایش بهرهوری و کنترل ریسکهای زیستی و عملیاتی کمک میکند و فاصله فناوری با رقبا را کم مینماید.
دستاوردهای اقتصادی و امنیت غذایی در مقیاس ملی
خروجی نهایی، فقط عدد تولید نیست و دستاوردها در چند لایه همزمان تعریف شدهاند. تکمیل زنجیره ارزش شیلات از تکثیر تا فرآوری و صادرات، یک مدل برای توسعه آینده شیلات کشور معرفی شده و فعالسازی ظرفیتهای راکد نیز به عنوان یک دستاورد کلیدی آمده است، زیرا در وضعیت فعلی تنها ۱۹ درصد قفسهای موجود فعال گزارش شدهاند. در سطح مصرف داخلی، سرانه مصرف ماهی در ایران پایینتر از میانگین جهانی ذکر شده و نسبت ۱۱ کیلوگرم ایران در برابر ۲۰ کیلوگرم جهان نشان میدهد عرضه پایدار و قیمت مناسب میتواند شکاف مصرف را کاهش دهد. این نگاه، امنیت غذایی را به تولید پایدار گره میزند و نشان میدهد افزایش تولید دریایی فقط یک پروژه صنعتی نیست، بلکه بخشی از راهبرد تامین پروتئین سالم است.
در لایه توسعه منطقهای، اثرگذاری روی اشتغال ساحلی و زنجیره خدمات پشتیبان، نقطهای است که اقتصاد دریامحور را ملموس میکند. وقتی تولید به مقیاس مشخص برسد، هچری، نرسری، خوراک، حملونقل، فرآوری و بازرگانی هم رشد میکنند و اشتغال به شکل زنجیرهای ایجاد میشود، نه فقط در مزرعه. این اثر، برای مناطقی مانند مکران که توسعه آنها در سیاستهای کلان مطرح شده، اهمیت ویژه دارد و میتواند پیشران مهاجرت معکوس، رشد خدمات فنی و توسعه زیرساختهای لجستیک شود. همچنین پیوند صادراتی، مسیر ورود ارز و تثبیت بازار را تقویت میکند و به کاهش وابستگی به واردات در حلقههای حساس کمک مینماید.
در بخش «دستاوردهای مورد انتظار از اجرای طرح»، ایجاد ۲۵۰۰ شغل پایدار در مناطق ساحلی (مانند مکران) و همراستایی با سیاستهای آمایش سرزمین ذکر شده است. همچنین در همان بخش آمده است که تولید با کیفیت بالا و صادراتمحور، در طی ۵ سال میتواند ۳۰۰ میلیون دلار ارزآوری داشته باشد و باعث کاهش واردات در حلقه هچری شود.
برخی از صفحات این فایل
جهت دانلود فایل PDF گزارش “معرفی طرح پیشران صنعت پرورش ماهی در قفس” بر روی دکمه دانلود کلیک نمایید.
شما میتوانید دیدگاه خود را بصورت کاملا ناشناس و بدون درج اطلاعات شخصی خود ثبت نمایید.
حاصل جمع روبرو چند میشود؟