مقالات آبزی پروری و اقتصاد آبی تفاوت مهم میان جغرافیای صید و جغرافیای پرورش

تفاوت مهم میان جغرافیای صید و جغرافیای پرورش

تفاوت مهم میان جغرافیای صید و جغرافیای پرورش

تصویر عمومی از اقتصاد آبزیان معمولاً با دریا گره خورده است. کشتی‌های صیادی، بنادر، قفس‌های دریایی و سواحل از شناخته‌شده‌ترین تصاویر این صنعت هستند. اما داده‌های تولید جهانی نشان می‌دهد نقش آب‌های داخلی در آبزی‌پروری بسیار بیشتر از نقشی است که در صید طبیعی مشاهده می‌شود.

بر اساس اطلاعات مطالعه، از مجموع تولید آبزی‌پروری، حدود ۷۱.۷ میلیون تن در محیط‌های دریایی و حدود ۵۹.۲ میلیون تن در آب‌های داخلی تولید شده است.

در نتیجه سهم تقریبی محیط دریایی از آبزی‌پروری ۵۵ درصد و سهم آب‌های داخلی حدود ۴۵ درصد است.

این نسبت در صید کاملاً متفاوت است. حدود ۸۱ میلیون تن از صید جهانی از محیط‌های دریایی و حدود ۱۱.۳ میلیون تن از آب‌های داخلی تأمین می‌شود؛ یعنی تقریباً ۸۸ درصد صید در دریا و تنها ۱۲ درصد در آب‌های داخلی انجام می‌شود.

 

 

چرا آبزی‌پروری چنین توزیعی دارد؟

تفاوت اساسی در ماهیت فعالیت است.

صید طبیعی به وجود ذخایر قابل برداشت وابسته است. بنابراین جغرافیای صید تا حد زیادی توسط طبیعت تعیین می‌شود. آبزی‌پروری اما امکان طراحی و مدیریت بیشتر دارد. گونه، سیستم پرورش، منابع آب، تراکم تولید و بخشی از شرایط محیطی می‌توانند انتخاب یا مدیریت شوند. همین ویژگی باعث شده است آبزی‌پروری بتواند در محیط‌های متنوع‌تری توسعه پیدا کند. در برخی مناطق، دریا بهترین بستر تولید است. در مناطق دیگر، استخرهای خاکی، دریاچه‌ها، رودخانه‌ها یا سیستم‌های بسته و نیمه‌بسته می‌توانند نقش مهم‌تری داشته باشند.

دریا تنها معیار مزیت نیست

یکی از نتایج مهم این داده برای تحلیل سرمایه‌گذاری آن است که طول ساحل به‌تنهایی نمی‌تواند ظرفیت آبزی‌پروری یک کشور را تعیین کند. کشوری ممکن است سواحل طولانی داشته باشد اما از نظر زیرساخت، بازار، فناوری یا شرایط محیطی مناسب نباشد. در مقابل، یک منطقه داخلی می‌تواند با دسترسی مناسب به آب، خوراک، بازار و فناوری، ظرفیت تولید قابل‌توجهی ایجاد کند. بنابراین تحلیل فرصت آبزی‌پروری باید چندبعدی باشد. منابع آب، نوع گونه، هزینه خوراک، زیرساخت، دسترسی به بازار، فناوری و مدیریت ریسک باید در کنار موقعیت جغرافیایی بررسی شوند.

تفاوت نیازهای سرمایه‌گذاری

آبزی‌پروری دریایی معمولاً به مجموعه‌ای از زیرساخت‌ها و تجهیزات خاص نیاز دارد. قفس‌های مقاوم، شناورهای خدماتی، سیستم‌های خوراک‌دهی، تجهیزات پایش و لجستیک ساحلی بخشی از این نیازها هستند. در آب‌های داخلی، ترکیب نیازها می‌تواند متفاوت باشد. مدیریت آب، طراحی مزرعه، کنترل کیفیت آب، تراکم تولید و سیستم‌های بازچرخانی ممکن است اهمیت بیشتری پیدا کنند. این تفاوت‌ها به معنای شکل‌گیری دو الگوی متفاوت سرمایه‌گذاری است. یک سرمایه‌گذار نمی‌تواند تنها بر اساس جذابیت عمومی صنعت تصمیم بگیرد. باید مشخص باشد سرمایه‌گذاری در کدام محیط، برای کدام گونه و با چه ساختاری انجام می‌شود.

فناوری مرز جغرافیا را تغییر می‌دهد

هرچه فناوری‌های کنترل محیط پرورش توسعه پیدا کنند، وابستگی تولید به برخی محدودیت‌های جغرافیایی کاهش می‌یابد. سامانه‌هایی مانند کنترل کیفیت آب، پایش خودکار و سیستم‌های بازچرخانی می‌توانند امکان تولید را در محیط‌هایی فراهم کنند که پیش‌تر برای بعضی گونه‌ها مناسب نبودند. این موضوع می‌تواند در آینده جغرافیای سرمایه‌گذاری آبزی‌پروری را نیز تغییر دهد. بنابراین آنچه امروز یک محدودیت طبیعی تلقی می‌شود، ممکن است با فناوری به یک مسئله قابل مدیریت تبدیل شود.

نگاه زنجیره‌ای به مکان‌یابی

محل تولید فقط باید از منظر شرایط زیستی بررسی نشود. فاصله مزرعه تا کارخانه فرآوری، بازار، بندر، تأمین‌کننده خوراک و زیرساخت سرد نیز بر اقتصاد پروژه تأثیر دارد. ممکن است یک منطقه از نظر زیستی بسیار مناسب باشد، اما هزینه حمل‌ونقل یا نبود زیرساخت، مزیت آن را کاهش دهد. به همین دلیل، مکان‌یابی در آبزی‌پروری در واقع یک تصمیم زنجیره‌ای است؛ نه فقط یک تصمیم جغرافیایی.

جمع‌بندی

مقایسه آبزی‌پروری و صید نشان می‌دهد که دریا همچنان نقش مهمی در اقتصاد آبزیان دارد، اما آبزی‌پروری به شکل قابل‌توجهی در آب‌های داخلی نیز توسعه یافته است.

این تفاوت یک پیام مهم دارد: فرصت‌های سرمایه‌گذاری در آبزی‌پروری به ساحل محدود نیستند.

مزیت واقعی زمانی شکل می‌گیرد که منابع طبیعی، فناوری، زیرساخت، بازار و مدل تولید در یک ترکیب اقتصادی مناسب قرار گیرند.

 

منبع: برگرفته از مجموعه «مطالعات تطبیقی فرصت‌های سرمایه‌گذاری در صنعت آبزی‌پروری دریامحور»، جلد اول، منتشرشده توسط هلدینگ دانش‌بنیان وَسترا

 

دیدگاه‌ها (0)

اولین دیدگاه را بنویسید!

ارسال دیدگاه جدید