مقالات وسترا, آبزی پروری و اقتصاد آبی

سهم واقعی ایران از زنجیره سرد جهانی صنعت شیلات

سهم واقعی ایران از زنجیره سرد جهانی صنعت شیلات

سهم ایران از زنجیره سرد جهانی در صنعت شیلات: چالش پنهان صادرات پایدار

در عصر رقابت‌ فشرده جهانی برای تصاحب بازارهای غذایی، کیفیت، سلامت و ماندگاری محصولات دریایی نه‌فقط یک مزیت، بلکه پیش‌شرط ورود به صحنه صادرات است. اگرچه ایران در سال‌های اخیر با جهش‌هایی در تولید میگو و ماهی‌های پرورشی توانسته جایگاه منطقه‌ای خود را تقویت کند، اما هنوز یکی از حلقه‌های حیاتی این زنجیره، یعنی «زنجیره سرد»، به‌درستی توسعه نیافته است. زنجیره‌ای که نه‌تنها بر حفظ کیفیت و سلامت محصول مؤثر است، بلکه تعیین‌کننده قابلیت رقابت ایران در بازارهای حساس مانند اروپا و ژاپن خواهد بود.

بنا بر داده‌های رسمی منتشرشده، ایران در سال ۱۴۰۳ موفق شد بیش از ۲۱۰ هزار تن محصول شیلاتی به ارزش تقریبی ۶۵۰ میلیون دلار به ۶۷ کشور صادر کند. با وجود رشد ۲۹ درصدی در حجم و ۱۷ درصدی در ارزش نسبت به سال قبل، بررسی‌های میدانی نشان می‌دهد که سهم واقعی ایران از بازارهای ممتاز جهانی همچنان محدود است. این محدودیت عمدتاً ناشی از «فقدان زیرساخت‌های استاندارد زنجیره سرد» در فرآیندهای پس از تولید تا صادرات است.

براساس گزارش راهبردی شرکت وسترا، چالش‌های زیرساختی زنجیره سرد در ایران را می‌توان در سه سطح اصلی دسته‌بندی کرد: نخست، فاصله زیاد سردخانه‌ها از بنادر صادراتی و مزارع پرورش آبزیان؛ دوم، کمبود ناوگان حمل یخچالی استاندارد برای حمل داخلی و بین‌المللی؛ و سوم، عدم یکپارچگی در کنترل دمایی و نگهداری در طول زنجیره حمل. در غیاب این زیرساخت‌ها، محصولات شیلاتی حتی در صورت تولید باکیفیت، به‌سرعت با افت کیفیت مواجه شده و امکان رقابت در بازارهای هدف را از دست می‌دهند.

به‌گفته کارشناسان سازمان شیلات ایران، سالانه به بیش از ۱۵۰۰ تا ۲۰۰۰ کانتینر یخچالی نیاز است تا پاسخگوی نیازهای صادراتی باشد، حال‌آنکه ظرفیت تولید داخلی این نوع کانتینرها تنها بین ۵۰۰ تا ۱۰۰۰ واحد برآورد می‌شود. این شکاف عمیق، وابستگی ایران را به واردات تجهیزات گران‌قیمت افزایش داده و هزینه‌های لجستیک را به‌طور قابل توجهی بالا برده است.

از سوی دیگر، قطع‌شدن زنجیره سرمایشی در طول فرآیند صادرات، به‌ویژه در شرایط مرزی و گمرکی، منجر به ضایعات کیفی، کاهش ارزش افزوده و در نهایت، از دست‌دادن سهم بازار می‌شود. یکی از بخش‌های گزارش وسترا با صراحت تأکید می‌کند:

– گزارش تخصصی وسترا: «فقدان سردخانه مدرن در نزدیکی مزارع پرورش دریایی، یکی از گلوگاه‌های حیاتی در توسعه صنعت پرورش در قفس است.»

در مقایسه‌ای تطبیقی، تجربه نروژ به‌روشنی نشان می‌دهد که چگونه یک کشور با اقلیم سرد و بازارهای صادراتی دوردست، توانسته با طراحی هوشمندانه زنجیره سرد، مزیت رقابتی خود را تثبیت کند. در سال ۲۰۲۴، نروژ بیش از ۲٫۸ میلیون تن ماهی به ارزش ۱۷۵ میلیارد کرون (معادل حدود ۳۸ میلیون وعده غذایی روزانه) صادر کرده است. زنجیره سرد نروژ شامل بیش از ۴۲ هزار حمل کامیونی تخصصی است که به‌صورت منظم، ماهی‌های پرورشی را از مزارع به مراکز فراوری، بسته‌بندی و سپس به بازارهای اروپایی و آسیایی منتقل می‌کنند.

در نمونه‌ای دیگر، ترکیه با تمرکز بر زیرساخت‌های بندری در شهرهایی چون موغلا و آنتالیا، مراکز فرآوری و سردخانه‌هایی در نزدیکی مزارع پرورشی بنا نهاده است. این مراکز با رعایت استانداردهای اتحادیه اروپا، محصولات را به‌صورت تازه یا IQF به مقاصدی چون روسیه، اروپا و خاورمیانه ارسال می‌کنند. بر همین اساس، سهم صادرات ترکیه از محصولات با گواهی‌های کیفی بین‌المللی رو به افزایش است.

در مقابل، در ایران بسیاری از سردخانه‌ها در شهرهای داخلی یا اطراف بازار مصرف داخلی ساخته شده‌اند، نه در نزدیکی بنادر صادراتی. همچنین کمبود ناوگان یخچالی استاندارد و تجهیزات حمل با یخ خشک، موجب شده تا در بسیاری از موارد، فرآورده‌های شیلاتی ایران در مسیر صادرات دچار آسیب کیفی شوند. به‌نقل از یکی از بخش‌های کلیدی گزارش راهبردی وسترا:

– گزارش تخصصی وسترا: «در ایران، بسیاری از فرآورده‌های شیلاتی بدون رعایت استانداردهای دمایی و زنجیره سرد، با کیفیت ناپایدار صادر می‌شوند یا در رقابت جهانی حذف می‌گردند.»

سهم پایین ایران از زنجیره سرد جهانی، نه‌فقط چالشی لجستیکی، بلکه مسئله‌ای راهبردی در سیاست‌گذاری صادراتی کشور است. در شرایطی که نروژ از زنجیره سرد به‌عنوان رکن ششم سیاست اصلاحات صادراتی یاد می‌کند، در ایران همچنان نگاه به این بخش، ابزاری و حاشیه‌ای باقی مانده است. همین خلأ، موجب شده تا حتی با وجود کیفیت بالای گونه‌هایی مانند سی‌بس یا میگوی وانامی، برند ایران در بازارهای ممتاز جهانی جایگاه مناسبی نداشته باشد.

تحلیل‌های جهانی نشان می‌دهد که آینده صادرات مواد غذایی پروتئینی، بیش از هر چیز، به توسعه هوشمندانه زیرساخت‌های دمای کنترل‌شده وابسته خواهد بود. در نبود چنین زیرساخت‌هایی، حتی محصولات باکیفیت نیز در رقابت با برندهای تثبیت‌شده مانند سالمون نروژی یا سی‌بس ترکیه‌ای، شانسی برای دیده‌شدن نخواهند داشت.

مطابق ارزیابی‌های انجام‌شده، ایران اگر بخواهد سهم معناداری از بازارهای ممتاز جهانی به‌دست آورد، باید «زنجیره سرد» را نه به‌عنوان یک حلقه جانبی، بلکه به‌مثابه ستون فقرات راهبرد صادراتی خود ببیند. به تعبیر روشن گزارش وسترا:

– گزارش تخصصی وسترا: «برای توسعه صادرات آبزیان ایرانی، زنجیره سرد باید نه به‌عنوان یک بخش جانبی، بلکه به‌عنوان ستون اصلی راهبرد صادرات پایدار دیده شود.»

سهم واقعی ایران از زنجیره سرد جهانی صنعت شیلات

تحلیل راهبردی شکاف‌ها و فرصت‌های ایران در زنجیره سرد شیلات

نخستین گام در جهت توسعه صادرات پایدار شیلات، شناسایی دقیق شکاف‌های زیرساختی و مقایسه آن‌ها با الگوهای موفق بین‌المللی است. ایران علی‌رغم ظرفیت‌های بالقوه‌ای همچون دسترسی هم‌زمان به دو دریا، تنوع زیستی، اقلیم مناسب و رشد تولید میگو و سی‌بس، در تأمین زیرساخت‌های حیاتی مانند سردخانه صادراتی، سیستم‌های حمل یخچالی و لجستیک یکپارچه دمای کنترل‌شده، با عقب‌ماندگی قابل‌توجهی مواجه است. این عقب‌ماندگی، بیش از هر چیز ناشی از عدم تمرکز راهبردی بر نقش «زنجیره سرد» به‌عنوان حلقه‌ای اقتصادی–فناورانه در سیاست صادرات است.

بنا بر داده‌های تحلیلی ارائه‌شده در گزارش راهبردی وسترا، در حال حاضر فاصله سردخانه‌ها از مراکز پرورش دریایی، منجر به افزایش زمان انتقال، بالا رفتن احتمال نوسان دمایی و در نهایت، کاهش کیفیت نهایی محصول می‌شود. از سوی دیگر، بخش بزرگی از ناوگان حمل کشور فاقد استانداردهای بین‌المللی مانند ATP است که یکی از الزامات ورود به بازارهای ممتاز اروپایی به‌شمار می‌رود. این در حالی است که به‌عنوان مثال، کشور ترکیه با سرمایه‌گذاری هدفمند در ناوگان یخچال‌دار صادراتی و نزدیکی سردخانه‌ها به بنادر، موفق شده ساختاری یکپارچه از مزرعه تا بازار ایجاد کند.

مطابق با بررسی‌های تطبیقی در کشورهای پیشرو، تأمین لجستیک دمای کنترل‌شده در سه سطح صورت می‌گیرد: ۱) پیش‌سردسازی در محل برداشت (سایت‌های پرورشی)، ۲) انتقال به سردخانه‌های بندری یا مراکز فرآوری مجاور، و ۳) حمل بین‌المللی توسط ناوگان یخچال‌دار یا سیستم‌های بسته‌بندی با یخ خشک. در ایران، فقدان زنجیره‌ای هماهنگ میان این سه سطح، منجر به «قطع‌شدن زنجیره سرمایشی» شده و به‌صورت مستقیم بر کیفیت صادرات اثر منفی می‌گذارد. بر اساس گزارش تخصصی منتشرشده:

– گزارش تخصصی وسترا: «قطع‌شدن زنجیره سرمایشی منجر به ضایعات کیفیتی، کاهش ارزش افزوده و افزایش ریسک صادرات می‌شود. در نتیجه افت بازارهای رقابتی رخ می‌دهد.»

در بخش سیاست‌گذاری، نبود تخصیص ردیف‌های بودجه‌ای مشخص برای توسعه لجستیک سرد، ناهماهنگی نهادی میان سازمان شیلات، گمرک، وزارت صمت و نهادهای بندری، و خلأ قانونی در زمینه حمایت از سرمایه‌گذاری سردخانه‌ای، از مهم‌ترین عوامل بازدارنده برشمرده می‌شوند. درحالی‌که در نروژ، دولت این کشور، زنجیره ارزش شیلات را به‌عنوان «رکن ششم» اصلاحات صادراتی خود معرفی کرده و آن را در بودجه ملی به‌صورت مستقیم حمایت می‌کند.

مطابق پیش‌بینی‌های نهادهای بین‌المللی از جمله OECD، تقاضای جهانی برای غذاهای آبی در دهه آینده با رشد بیش از ۱۷ درصدی همراه خواهد بود. این فرصت استراتژیک، در صورتی برای ایران قابل بهره‌برداری است که بر پایه توسعه فناوری‌های سردسازی، مشارکت با شرکت‌های دارای مجوز بین‌المللی و استانداردسازی کل فرآیند صادرات، یک زنجیره شفاف و قابل ردیابی بنا شود.

از مهم‌ترین فرصت‌های سرمایه‌گذاری در ایران می‌توان به ایجاد خوشه‌های صادراتی سردخانه‌ای در نواحی بندری جنوب کشور (چابهار، بوشهر، هرمزگان) اشاره کرد. این خوشه‌ها باید با اتصال به مراکز پرورش قفس، کارخانه‌های فرآوری و خطوط بسته‌بندی پیشرفته طراحی شوند. به‌ویژه که گونه‌های صادرات‌محور مانند سی‌بس و میگو وانامی در این نواحی پتانسیل رشد و مقیاس‌پذیری بالایی دارند.

بر این اساس، کارشناسان وسترا در جمع‌بندی یکی از فصل‌های کلیدی گزارش راهبردی خود تصریح کرده‌اند:

– گزارش تخصصی وسترا: «اگرچه ایران در تولید ماهی و میگو ظرفیت بالایی دارد، اما نبود زنجیره سرد مدرن باعث کاهش ماندگاری، افت کیفیت، حذف برند و کاهش ارزش صادراتی شده است.»

در کنار توسعه زیرساخت‌ها، جذب سرمایه‌گذاری خارجی از طریق ایجاد پلتفرم‌های مشارکتی با شرکت‌های ترکیه‌ای یا اروپایی، به‌ویژه در حوزه سردخانه‌داری، حمل یخچالی، فرآوری IQF و کنترل کیفیت دمایی، یکی از راهکارهای کلیدی ارتقای برند صادراتی ایران خواهد بود. این مدل سرمایه‌گذاری مشترک، پیش‌نیاز ورود به بازارهایی است که به استانداردهای دقیق مانند HACCP، ISO22000، Global G.A.P و ASC پایبند هستند.

از منظر نوآوری، ورود فناوری‌های اینترنت اشیا، سنسورهای هوشمند پایش دما، بلاک‌چین در رهگیری محصولات، و سیستم‌های مدیریت ابری، می‌تواند شفافیت و ردیابی صادراتی را افزایش دهد. این فناوری‌ها در کشورهای پیشرفته، به‌ویژه در سیستم‌های حمل سالمون نروژی یا سی‌بس ترکیه‌ای، سال‌هاست که به‌صورت عملیاتی استفاده می‌شوند و در ایران نیز با سرمایه‌گذاری محدود قابل اجرا خواهند بود.

نکته مهم آن‌که، هرگونه تحول در زنجیره سرد، نیازمند توجه ویژه به منابع انسانی نیز هست. آموزش تخصصی نیروی کار در حوزه حمل یخچالی، نگهداری، و فرآوری دمای کنترل‌شده، باید در قالب دوره‌های حرفه‌ای، در همکاری با نهادهایی مانند سازمان استاندارد، سندیکای سردخانه‌داران، و مراکز علمی بین‌المللی صورت پذیرد.

– گزارش تخصصی وسترا: «کمبود ناوگان، کارکنان آموزش‌دیده، و عدم انطباق با استانداردهای ATP برخی موانع جدی است.»

در مجموع، تحلیل تجربه‌های ترکیه و نروژ نشان می‌دهد که نقش زنجیره سرد در توسعه صادرات پایدار، غیرقابل‌انکار است. کشوری که بتواند این زنجیره را به‌صورت هوشمند، منسجم و فناورانه طراحی کند، قادر خواهد بود سهمی پایدار و باارزش در بازار جهانی غذاهای آبی کسب کند. ایران، با مزیت جغرافیایی و تولیدی خود، اکنون در نقطه‌ای ایستاده که تنها با یک «جهش زیرساختی–فناورانه»، می‌تواند به این حلقه بپیوندد.

راهبردهای پیشنهادی برای پیوستن ایران به زنجیره سرد جهانی

برای آن‌که ایران بتواند سهمی پایدار و ارزش‌آفرین از بازار جهانی غذاهای آبی به‌دست آورد، لازم است زنجیره سرد نه به‌عنوان یک حلقه پشتیبان، بلکه به‌مثابه یکی از ارکان بنیادین سیاست صادراتی و توسعه صنعتی در شیلات مورد بازتعریف قرار گیرد. این هدف، تنها از طریق ترکیب سیاست‌گذاری هدفمند، سرمایه‌گذاری فناورانه، و همکاری بین‌المللی دست‌یافتنی است.

نخستین اقدام ضروری، ایجاد خوشه‌های صادراتی تخصصی در مناطق بندری جنوب کشور است؛ خوشه‌هایی که در آن، حلقه‌هایی مانند فرآوری، انجماد سریع (IQF)، بسته‌بندی صادراتی و حمل یخچالی در کنار هم قرار گرفته باشند. استان‌هایی مانند بوشهر، چابهار و هرمزگان، به‌واسطه دسترسی مستقیم به بازارهای آسیای جنوب‌شرقی، کشورهای عربی و شرق آفریقا، می‌توانند به قطب‌های لجستیکی زنجیره سرد در کشور تبدیل شوند. این خوشه‌ها باید با مشارکت دولت، بخش خصوصی و صندوق‌های سرمایه‌گذاری مشترک، توسعه یابند.

از منظر فنی، استقرار سیستم‌های پیش‌سردکن در نزدیکی مزارع پرورش قفس، راه‌اندازی ناوگان یخچال‌دار صادراتی مطابق با استانداردهای ATP، و تجهیز سردخانه‌ها به سامانه‌های هوشمند پایش دما، سه اولویت فناورانه حیاتی به شمار می‌روند. ترکیه، با تمرکز بر این سه محور، توانسته است سهم خود را از صادرات سی‌بس و سی‌بریم به‌شدت افزایش دهد؛ الگویی که برای ایران نیز کاملاً قابل بومی‌سازی است.

افزون بر آن، ایران باید با الگوبرداری از تجربه نروژ، نسبت به تدوین یک برنامه ملی برای زنجیره سرد در صنعت شیلات اقدام کند. این برنامه می‌تواند به‌عنوان یکی از زیرمجموعه‌های برنامه هفتم توسعه یا سند امنیت غذایی ملی، با ردیف بودجه مشخص و اهداف کمی، تعریف شود. سیاست‌گذاران نروژی، زنجیره سرد را «عامل کلیدی در حفظ قیمت پریمیوم» برای سالمون صادراتی خود معرفی کرده‌اند؛ مفهومی که باید در ذهن تصمیم‌گیران ایرانی نیز تثبیت شود.

در حوزه حمایت‌های اقتصادی، پیشنهاد می‌شود صندوق‌های خطرپذیر تخصصی با تمرکز بر «زنجیره تأمین سرد» شکل گیرد. این صندوق‌ها می‌توانند از ساخت سردخانه‌های صادراتی، واردات تجهیزات حمل دمای کنترل‌شده، و پیاده‌سازی فناوری‌های هوشمند در زنجیره حمل پشتیبانی کنند. همچنین ارائه معافیت‌های گمرکی برای واردات کانتینر یخچالی، یا تسهیلات ترجیحی برای شرکت‌های دارای گواهی بین‌المللی، از جمله سیاست‌هایی است که به تسریع این روند کمک خواهد کرد.

نکته مهم دیگر، ظرفیت بالای ایران برای توسعه همکاری‌های بین‌المللی در این حوزه است. انعقاد قراردادهای هم‌سرمایه‌گذاری با شرکت‌های دارای تجربه در زنجیره سرد، به‌ویژه از کشورهای ترکیه، اسپانیا یا نروژ، می‌تواند انتقال فناوری، مهارت و دسترسی به بازارهای ممتاز را تضمین کند. در سال‌های اخیر، ترکیه موفق شده با تکیه بر چنین همکاری‌هایی، مجوز صادرات قزل‌آلا به اتحادیه اروپا را به‌دست آورد و کیفیت برند ملی خود را ارتقا دهد.

در حوزه نظارت و کیفیت، پیاده‌سازی سیستم‌های رهگیری دیجیتال (digital traceability) مبتنی بر بلاک‌چین و اینترنت اشیا، به زنجیره سرد امکان شفاف‌سازی عملکرد، کنترل نقاط بحرانی و مستندسازی لحظه‌ای دما و زمان حمل را می‌دهد. چنین ابزارهایی، در بسیاری از کشورهای صادرکننده، مانند نروژ یا شیلی، به یک الزام قانونی بدل شده‌اند. در ایران نیز با ایجاد زیرساخت دیجیتال مشترک میان تولیدکننده، سازمان شیلات و گمرک، می‌توان به چنین سطحی از شفافیت و اعتماد دست یافت.

از دیدگاه برندینگ صادراتی، بدون زنجیره سرد، هیچ‌گونه برندسازی بین‌المللی پایدار نخواهد بود. تجربه برندهایی مانند Mowi در نروژ یا Kilic Deniz در ترکیه نشان می‌دهد که حفظ کیفیت در تمام حلقه‌های زنجیره، شرط اصلی برای ایجاد «ادراک پریمیوم» در ذهن خریدار است. ایران نیز اگر بخواهد برند شیلاتی با پرستیژ جهانی ایجاد کند، باید زنجیره سرد را به‌عنوان پایه‌ی ارزش ادراکی در نظر بگیرد.

درنهایت، توسعه پایدار زنجیره سرد نیازمند نهادسازی حرفه‌ای، شبکه‌سازی بین‌بخشی و تربیت نیروی انسانی متخصص است. در این راستا، پیشنهاد می‌شود «مرکز ملی زنجیره سرد شیلات» با همکاری مشترک بین سازمان شیلات، دانشگاه‌های تخصصی و بخش خصوصی راه‌اندازی شود. این مرکز می‌تواند استانداردها، آموزش‌ها و نقشه‌راه توسعه فناوری‌های سردسازی را تدوین و اجرا نماید.

در شرایطی که صادرات شیلات ایران در حال رشد کمی است، اما کیفیت، پایداری و برند آن هنوز با سطح استانداردهای جهانی فاصله دارد. تنها از طریق نگاهی سیستمی، فناورانه و راهبردی به زنجیره سرد می‌توان این شکاف را پر کرد و صادرات ایران را از محدوده کشورهای منطقه به بازارهای ممتاز جهانی ارتقا داد. همان‌گونه که در جمع‌بندی گزارش راهبردی وسترا تأکید شده است:

– گزارش تخصصی وسترا: «برای توسعه صادرات آبزیان ایرانی، زنجیره سرد باید نه به‌عنوان یک بخش جانبی، بلکه به‌عنوان ستون اصلی راهبرد صادرات پایدار دیده شود.»

با وجود رشد کمی صادرات شیلات ایران، ضعف در زنجیره سرد موجب کاهش کیفیت، افت ارزش صادراتی و حذف تدریجی برند ملی از بازارهای ممتاز شده است. تجربه کشورهایی مانند نروژ و ترکیه نشان می‌دهد که تنها با سرمایه‌گذاری هوشمندانه در زیرساخت‌های سردخانه‌ای، لجستیک دمای کنترل‌شده و استانداردسازی فرآوری، می‌توان سهمی پایدار و رقابتی در بازار جهانی غذاهای آبی به‌دست آورد. اکنون زمان آن رسیده است که زنجیره سرد به‌عنوان قلب راهبرد صادراتی شیلات ایران بازتعریف شود.

سهم واقعی ایران از زنجیره سرد جهانی صنعت شیلات
دیدگاه‌های کاربران

شما می‌توانید دیدگاه خود را بصورت کاملا ناشناس و بدون درج اطلاعات شخصی خود ثبت نمایید.