استانداردها، حکمرانی و سیاست‌گذاری, مقالات وسترا

انتخاب و استقرار FSSC 22000 ISO 22000 و BRCGS در ایمنی غذا

انتخاب و استقرار FSSC 22000 ISO 22000 و BRCGS در ایمنی غذا

انتخاب، استقرار و ممیزی FSSC 22000، ISO 22000 و BRCGS در زنجیره غذا

ایمنی غذا زمانی معنا پیدا می‌کند که مصرف کننده مطمئن باشد هر لقمه در نقطه‌ای از جهان با همان نظم، شفافیت و پاسخگویی تولید شده که در هر نقطه دیگر انتظار می‌رود. سه چارچوب مرجع برای ساختن این اطمینان عبارت‌اند از ISO 22000 به عنوان استاندارد سیستم مدیریت، FSSC 22000 به عنوان یک برنامه گواهی مبتنی بر ISO با الزامات تکمیلی، و BRCGS به عنوان یک استاندارد اجرایی کارخانه محور که سال‌هاست توسط خرده فروشان و برندهای جهانی برای پذیرش تامین کننده‌ها به کار می‌رود. انتخاب درست میان این سه، سرنوشت بازار، ریسک و سرمایه‌گذاری یک کسب و کار غذایی را تعیین می‌کند.

ISO 22000:2018 چارچوب سیستم مدیریت ایمنی غذا را با تکیه بر چرخه برنامه‌ریزی، اجرا، پایش و بهبود بنا می‌کند؛ نسخه اخیر آن با الحاق «تغییرات اقدام اقلیمی» در ۱۴۰۲ تاکید می‌کند سازمان باید عوامل اقلیمی را در تحلیل زمینه و نیازهای طرف‌های ذی‌نفع بگنجاند. FSSC 22000 نسخه ۶، این ستون ISO 22000 را با برنامه‌های پیش‌نیاز بر پایه مجموعه ISO/TS 22002 و چند الزام تکمیلی برای فرهنگ ایمنی، کنترل کیفیت، کاهش اتلاف و الزامات آزمایشگاه تقویت می‌کند و از ۱۴۰۳ ممیزی‌های نسخه ۶ آغاز شده است. BRCGS Food Safety Issue 9 نیز نسخه‌ای است که از ۱۴۰۱ منتشر شد و از ۱۴۰۱ در ممیزی‌ها به کار رفت و برای بسیاری از خرده فروشان اروپایی و بریتانیایی معیار پذیرش تامین کننده است.

نقطه قوت ISO 22000 زبان مشترک مدیریت ریسک در کل زنجیره است؛ نقطه قوت FSSC 22000 پیوند همین زبان با الزامات دقیق عملیاتی و به رسمیت شناخته شدن در GFSI؛ و نقطه قوت BRCGS شفافیت عملیاتی و سازوکارهای سختگیرانه در ممیزی‌های اعلام نشده، مدیریت ریشه‌ای عدم انطباق و تاکید بر فرهنگ ایمنی در کارخانه. برای تولیدکننده‌ای که به بازارهای صادراتی دست می‌زند، «شناخته بودن» برنامه توسط GFSI و توقعات مشتریان مقصد معمولا تعیین کننده است؛ برای تولیدکننده‌ای که به دنبال حاکمیت شرکتی و بهبود سیستماتیک است، هم‌ترازی با ISO 22000 و قواعد ممیزی ISO 22003-1 امتیاز بزرگی به شمار می‌رود.

– دکتر مارگارت چن (مدیرکل پیشین سازمان جهانی بهداشت): «این گزارش واقعیت را روشن می‌کند.»

در سطح سیاستی، اروپا HACCP را با مقرره ۸۵۲/۲۰۰۴ الزام کرده و قانون عمومی غذا ۱۷۸/۲۰۰۲ چارچوب تحلیل ریسک، مسئولیت پذیری و قابلیت ردیابی را تثبیت کرده است. در سطح فنی، Codex CXC 1-1969 با بازنگری ۲۰۲۰، روش HACCP و پیش‌نیازها را به‌روز کرد تا پیاده‌سازی در مزرعه، فرآوری و توزیع یکپارچه شود. این هم‌گرایی باعث شده تفاوت‌های سه چارچوب بیشتر در «شدت و عمق» کنترل‌ها و «پروتکل ممیزی و گواهی» باشد تا در اصول پایه‌ای.

– لالاینا راندریامانتسوا (مدیر فنی ارشد GFSI): «دستیابی BRCGS به شناخت GFSI نشان دهنده همسویی پایدار با الزامات و تعهد به بالاترین استانداردهای ایمنی است.»

در ۱۴۰۳، GFSI شناخت خود را برای BRCGS Issue 9 و سپس FSSC 22000 نسخه ۶ اعلام کرد. این نقطه عطف‌ها برای صنایع غذایی به معنای مسیرهای روشن‌تر پذیرش در زنجیره‌های جهانی تامین است. در کنار آن، FSSC 22000 نسخه ۶ با اضافه کردن عناصر فرهنگ ایمنی و کنترل کیفیت و حتی توجه به کاهش اتلاف غذا، سازمان‌ها را از سطح «انطباق» به سطح «کارایی و تاب‌آوری» حرکت می‌دهد. به طور عملی، سایتی که امروز می‌خواهد به بازار بریتانیا وارد شود معمولا با BRCGS سراغ درهای خرده فروشی می‌رود، و سایتی که مشتریان چندملیتی در حوزه مواد اولیه دارد، از FSSC 22000 برای هم‌زبانی با سیستم‌های مدیریت مبتنی بر ISO بهره می‌گیرد.

– آماندا مک‌کارتی (مدیر BRCGS): «شناخت دوباره BRCGS، بر استفاده از علم برای ساختن جهانی ایمن‌تر تاکید می‌کند.»

همه این‌ها در نهایت به یک پرسش اجرایی می‌رسد: «چطور انتخاب کنیم؟» معیارهای کلیدی شامل الزامات بازار هدف، ماهیت ریسک محصول و فرآیند، بلوغ سیستم مدیریت در سازمان، و منابع مالی و انسانی برای نگهداری نظام است. اگر نیاز اصلی شما «پذیرش خرده فروشی» است، BRCGS منطقی است؛ اگر «هم‌افزایی با سایر استانداردهای مدیریتی» و «درگاه ISO» اهمیت دارد، FSSC 22000 بهترین ترکیب است؛ اگر در مرحله بلوغ اولیه هستید یا زنجیره تامین داخلی را نظم می‌دهید، ISO 22000 می‌تواند سکوی شروع باشد که بعدا به FSSC یا BRCGS ارتقا یابد.

انتخاب و استقرار FSSC 22000 ISO 22000 و BRCGS در ایمنی غذا

معماری فنی و عملیاتی: از HACCP تا فرهنگ ایمنی

ISO 22000 خطرات ایمنی غذا را در سه خانواده اصلی می‌بیند: بیولوژیک، شیمیایی و فیزیکی. مدیریت این خطرات بر پیوند دقیق میان برنامه‌های پیش‌نیاز، تحلیل خطر و طراحی نقاط کنترل بنا می‌شود. برنامه‌های پیش‌نیاز یا PRPها همان بهداشت خوب تولید، نظافت، کنترل آلرژن، طراحی بهداشتی تجهیزات، ذخیره سازی و حمل و نقل ایمن و مانند آنند که اغلب با استانداردهای تخصصی خانواده ISO/TS 22002 رمزگذاری می‌شوند. در این معماری، OPRPها کنترل‌های عملیاتی برای کاهش احتمال بروز خطرند و CCPها نقاطی هستند که پایش آن‌ها برای ایمن سازی محصول حیاتی است. سنجه‌های کلیدی، نرخ‌های آلودگی میکروبی بر حسب واحدهای SI مانند CFU/g، دما بر حسب درجه سلسیوس، زمان‌های فرآیند بر حسب ثانیه و دقیقه، و حدود بحرانی مانند pH یا aw هستند که با روش‌های تاییدشده آزمایشگاهی اعتبارسنجی می‌شوند.

FSSC 22000 نسخه ۶، این معماری را با الزام‌های تکمیلی ارتقا داده است: فرهنگ ایمنی و کیفیت باید هدف‌گذاری، برنامه‌ریزی و سنجیده شود؛ برنامه پایش محیطی باید پاتوژن‌ها و اندیکاتورها را متناسب با ریسک در نظر بگیرد؛ برای بسته بندی، مدیریت ادعاها، کنترل چاپ و استفاده از مواد بازیافتی باید معیارهای تایید و راستی آزمایی تعریف شود؛ و برای حوزه‌هایی مانند حمل در تانکر، برنامه‌های پاکسازی و تایید اثربخشی ضروری است. همین رویکرد باعث می‌شود بسیاری از عدم انطباق‌ها پیش از آن که به رخداد ایمنی منجر شوند در سطح فرآیند ریشه یابی و اصلاح شوند.

– آلیدن هیلبراندز (مدیرعامل FSSC): «شناخت مداوم GFSI برای نسخه ۶ تایید می‌کند که اعتماد و اثرگذاری را ادامه می‌دهیم.»

BRCGS Issue 9 سوی دیگر این طیف است: استانداردی با جزئیات اجرایی قوی در سطح کارخانه که از برنامه‌های اعلام نشده، بررسی‌های علت ریشه‌ای و سنجش فرهنگ ایمنی به عنوان موتور بهبود پایدار استفاده می‌کند. موقعیت‌های استثنایی، مانند محدودیت‌های شدید، با پروتکل‌های مشخص ممیزی از راه دور و ممیزی‌های ترکیبی مدیریت می‌شوند. همچنین رویه‌های به‌روز برای برنامه‌های اعلام نشده و تغییر نهاد گواهی دهنده، ریسک‌های برنامه‌ریزی را کاهش می‌دهد. برای تیم‌های فنی، این به معنای آمادگی مستمر، یکپارچگی داده‌ها و شواهد قابل اتکا در هر زمان است.

– لالاینا راندریامانتسوا (مدیر فنی ارشد GFSI): «همسویی مستمر FSSC با الزامات بنچمارک GFSI، نقش محوری آن در تقویت ایمنی غذا را نشان می‌دهد.»

ممیزی چگونه استاندارد می‌شود؟ پاسخ در ISO 22003-1:2022 است که قواعد ارزیابی و صدور گواهی سیستم‌های مدیریت ایمنی غذا را برای نهادهای گواهی و اعتباردهی مشخص می‌کند. این سند در ضمیمه‌ها نحوه محاسبه «زمان ممیزی» را بر حسب نفر روز، قواعد شایستگی ممیزان، استفاده از فناوری‌های اطلاعات و ارتباطات، نمونه‌برداری در چندسایتی‌ها و شرایط انتقال گواهی روشن می‌کند. اسناد اجباری IAF، مانند MD5 برای تعیین زمان ممیزی و MD11 برای ممیزی سیستم‌های مدیریت یکپارچه، بستر مشترک و یکنواختی برای برآورد تلاش ممیزی فراهم می‌کنند تا کیفیت ارزیابی بین نهادها قابل قیاس باشد.

در بعد ایمنی و محیط زیست، پیوند میان مدیریت خطر و کاهش هدررفت غذا اهمیت دارد. گزارش شاخص هدررفت غذا در ۱۴۰۳ نشان می‌دهد سنجش دقیق هدررفت در واحدهای معادل جرم و انرژی به کشورها کمک می‌کند اندازه فرصت را بفهمند و اهداف کاهش بر اساس SDG 12.3 تعریف کنند. FSSC 22000 نسخه ۶ با وارد کردن الزامات کاهش اتلاف و افزودن عناصر فرهنگ کیفیت، این پیوند را از سطح شعار به سطح اقدام قابل اندازه‌گیری تبدیل می‌کند. برای مثال، یک کارخانه فرآوری میوه با طراحی CCP دقیق حرارتی، OPRPهای شست و شو و ضدعفونی، و پایش محیطی هدفمند در مناطق با ریسک بالای آلوده‌سازی ثانویه، هم ریسک ایمنی را کنترل می‌کند و هم اتلاف محصول را کاهش می‌دهد.

در اجرا، سنجش‌ها باید تعریف روشن داشته باشند: «نرخ عدم انطباق بحرانی» به عنوان تعداد عدم انطباق‌های بحرانی در هر صد نفر ساعت تولید؛ «نرخ قرنطینه» به عنوان درصد حجم محصول نگه داشته شده نسبت به کل تولید ماهانه؛ «نرخ برگشت از بازار» بر حسب ppm؛ و «شاخص فرهنگ ایمنی» بر پایه پیمایش‌های ساختارمند، میزان آموزش موثر و شاخص‌های رفتاری قابل مشاهده. این سنجه‌ها زمانی ارزشمندند که با برنامه‌های اقدام، بازنگری مدیریت و بهبود چرخه شوند.

– دکتر مارگارت چن (سازمان جهانی بهداشت): «دانستن این که کدام پاتوژن‌ها کجا مشکل آفرین هستند، اقدام هدفمند ایجاد می‌کند.»

اقتصاد، حکمرانی و مسیر بومی سازی برای ایران

اقتصاد ایمنی غذا ترکیبی از سرمایه ثابت، عملیات روزمره، و هزینه فرصت‌های اجتناب شده است. سرمایه ثابت شامل طراحی بهداشتی تجهیزات، بهسازی زیرساخت‌های سردخانه و تهویه، ابزارهای پایش و آزمایشگاه و اصلاح چیدمان و مسیرهای تردد است. عملیات روزمره شامل آموزش مستمر، مواد ضدعفونی و بهداشت، آزمون‌های میکروبی و شیمیایی، کالیبراسیون، و نگهداری پیشگیرانه می‌شود. از سوی دیگر، کاهش ضایعات، برگشت از بازار، فراخوان و دوباره کاری، منبع بازگشت سرمایه است؛ به ویژه وقتی اصول HACCP و پایش‌های محیطی درست هدف گذاری شوند.

مدل تامین مالی پروژه‌های ارتقای ایمنی غذا باید با مقیاس و زنجیره ارزش سازگار شود. برای کارخانه‌های متوسط، راهبردهای تامین مالی زنجیره تامین با پشتوانه قراردادهای فروش یا مشارکت مشتریان کلیدی در قالب توافق‌های تضمین خرید می‌تواند نقدینگی پیاده سازی را فراهم کند. برای مجتمع‌های بزرگ، مشارکت‌های عمومی-خصوصی برای ارتقای زیرساخت آزمایشگاهی منطقه‌ای یا پلتفرم‌های ردیابی دیجیتال ارزش افرین است. برای استارتاپ‌های فرآوری یا بسته بندی، سرمایه گذاری خطرپذیر شرکتی با محوریت نوآوری در سنجش سریع خطر یا بسته بندی هوشمند، مسیرهای رشد را تسریع می‌کند. در تمام این سناریوها، نشان‌دار بودن گواهی‌ها با برنامه‌های شناخته شده GFSI، ریسک بازارپذیری را کاهش می‌دهد.

برای ایران، زیرساخت حقوقی با اتکا به اصول Codex و استانداردهای مدیریت ISO شکل گرفته و اسناد ملی همسو با سیستم مدیریت ایمنی مواد غذایی در دسترس است. با این همه، پذیرش بین‌المللی و دسترسی به بازارهای پریمیوم زمانی بهینه می‌شود که سازمان‌ها برنامه گواهی «شناخته شده» توسط GFSI را برگزینند و قواعد ممیزی ISO 22003-1 را در انتخاب نهاد گواهی و برنامه‌ریزی زمان ممیزی مبنا قرار دهند. تجربه بازار نشان داده است برای برند شدن در بازارهای بریتانیا و ایرلند، BRCGS راه بازتری به خرده فروشی می‌دهد؛ برای تامین کننده‌های چندملیتی در اروپا و آسیا، FSSC 22000 نسخه ۶ معمولا زبان مشترک است؛ و ISO 22000 سکویی چابک برای بلوغ سازمانی و هم‌افزایی با سایر سیستم‌های مدیریت مانند ISO 9001 و ISO 14001 فراهم می‌کند.

– آماندا مک‌کارتی (مدیر BRCGS): «چشم انداز ما استفاده از علم برای ساخت جهانی ایمن‌تر است.»

نقشه راه اجرایی پیشنهادی چنین است: ۱) تعریف دامنه، محصولات، فرمول‌ها، فرایندها و شبکه تامین؛ ۲) ارزیابی شکاف در برابر الزامات ISO 22000 یا BRCGS/FSSC بر حسب انتخاب؛ ۳) تقویت PRPها با تمرکز بر طراحی بهداشتی، کنترل آلرژن و برنامه پایش محیطی؛ ۴) تحلیل خطر و طراحی CCP/OPRP با تعریف حدود بحرانی، روش پایش، تصدیق و اقدام اصلاحی؛ ۵) اعتبارسنجی و راستی آزمایی با روش‌های آزمایشگاهی معتبر و در صورت امکان آزمایشگاه‌های دارای توانمندی همترازی با ISO/IEC 17025؛ ۶) ردیابی و فراخوان آزمایشی؛ ۷) آموزش و استقرار برنامه فرهنگ ایمنی؛ ۸) ممیزی داخلی و بازنگری مدیریت؛ ۹) انتخاب نهاد گواهی معتبر و برنامه‌ریزی ممیزی مرحله ۱ و ۲ بر پایه ISO 22003-1 و راهنماهای IAF؛ ۱۰) ورود به چرخه نگهداری، برنامه‌های اعلام نشده و بهبود مستمر.

– لالاینا راندریامانتسوا (مدیر فنی ارشد GFSI): «همسویی با الزامات بنچمارک، ستون شفافیت و اعتماد در زنجیره جهانی است.»

ابعاد سیاستی و رگولاتوری نیز روشن است: HACCP در اتحادیه اروپا الزام قانونی دارد؛ Codex چارچوب علمی مشترک را فراهم می‌کند؛ و استانداردهای ISO زبان مشترک نهادهای گواهی و اعتباردهی در سراسر جهان هستند. از منظر تاب‌آوری اقلیمی، الحاق تغییرات اقدام اقلیمی به ISO 22000، سازمان‌ها را ملزم می‌کند اثرات اقلیم را در تحلیل زمینه و نیازهای طرف‌های ذی‌نفع جدی بگیرند. برای ایران، این هم‌ترازی می‌تواند با برنامه‌های ESG و بهره وری منابع در صنایع غذایی پیوند بخورد؛ از بهبود راندمان انرژی در سردخانه‌ها تا مدیریت آب فرایندی و انتخاب مواد کم خطرتر در نگهدارنده‌ها.

از منظر بازار، سه سناریو واقع بینانه است. سناریوی نخست: کارخانه لبنی که به دنبال ورود به خرده فروشی بریتانیا است؛ انتخاب طبیعی BRCGS Issue 9 با تمرکز بر فرهنگ ایمنی، برنامه‌های اعلام نشده و ردیابی پیشرفته است. سناریوی دوم: تولیدکننده مواد اولیه گیاهی که به برندهای چندملیتی در اتحادیه اروپا می‌فروشد؛ FSSC 22000 نسخه ۶ با هم‌افزایی ISO 22003-1، و توجه به کیفیت کنترل و کاهش اتلاف، انتخابی پایدار است. سناریوی سوم: تولیدکننده داخلی با افق صادرات منطقه‌ای؛ استقرار ISO 22000 به عنوان سکوی بلوغ، و سپس ارتقا به FSSC یا BRCGS بر اساس نیاز مشتریان مقصد می‌تواند ترکیب بهینه هزینه و اثر باشد. در هر سه سناریو، پیوند برنامه‌های کاهش هدررفت با ایمنی، یک فرصت اقتصادی قابل اندازه گیری می‌سازد.

– آلیدن هیلبراندز (مدیرعامل FSSC): «رویکرد مبتنی بر ISO، مزیتی استراتژیک برای سازمان‌هایی است که می‌خواهند سیستم‌های مدیریت را یکپارچه کنند.»
انتخاب و استقرار FSSC 22000 ISO 22000 و BRCGS در ایمنی غذا
دیدگاه‌های کاربران

شما می‌توانید دیدگاه خود را بصورت کاملا ناشناس و بدون درج اطلاعات شخصی خود ثبت نمایید.