تولید پروتئین تکیاختهای گازی برای خوراک دام کمکربن
تولید پروتئین تکیاختهای از گازهای کمکربن برای خوراک نسل جدید
خوراک دام، طیور و آبزیان معمولا از زمین، آب، محصول زراعی و زنجیرههای طولانی حملونقل عبور میکند تا به کارخانه خوراک برسد. هر کیلوگرم پروتئین خوراکی که از سویا، پودر ماهی یا محصولات جانبی تامین میشود، پشت خود رقابت بر سر زمین، آب، انرژی، قیمت جهانی نهاده و نوسان تجارت را حمل میکند. پروتئین تکیاختهای گازی از همین نقطه وارد بحث امنیت غذایی میشود، زیرا به جای تکیه مستقیم بر زمین زراعی یا منابع دریایی، زیستتوده میکروبی را از متان، متانول، CO2 و H2 تولید میکند. این فناوری وعده حذف کشاورزی را نمیدهد، اما میتواند بخشی از تولید پروتئین را از محدودیت زمین و اقلیم جدا کند.
در تعریف عملی، پروتئین تکیاختهای به زیستتوده خشک یا فراوریشده باکتری، مخمر یا ریزسازواره گفته میشود که میتواند منبع پروتئین، اسید آمینه، ویتامین و ترکیبات زیستفعال در غذا یا خوراک باشد. در مسیر گازی، ماده خام کربنی میتواند متان، متانول یا CO2 باشد و انرژی فرایند نیز بسته به میکروارگانیسم از اکسیداسیون متان یا مصرف H2 تامین میشود. نمونههایی مانند FeedKind از مسیر متان، Solein از مسیر CO2/H2 و Proton یا Novotein از مسیر CO2/H2 نشان میدهند که ایده تولید پروتئین از گاز، از سطح نظری فراتر رفته و وارد مرحله محصول، پایلوت، مقررات و سرمایهگذاری شده است. با این حال، هر محصول باید بر اساس میکروب، خوراک گازی، روش فراوری و گونه حیوان هدف ارزیابی شود.
ارزش اقتصادی پروتئین گازی فقط در درصد پروتئین خام خلاصه نمیشود. این ماده باید در جیره واقعی، با معیارهای هضم، ترکیب اسیدهای آمینه، پایداری کیفیت، آلایندهها، انرژی قابل استفاده، رفتار حیوان و قیمت تمامشده سنجیده شود. مطالعه VTT و Global Food Security درباره تولید پروتئین از CO2 مستقیم و باکتریهای اکسیدکننده هیدروژن گزارش کرده است که این مسیر میتواند بازده پروتئین در واحد سطح را چند برابر سویا کند و مصرف آب مستقیم آن حدود یکدهم سویا باشد. این داده از مدلسازی و تحلیل مبتنی بر داده ثانویه به دست آمده و به معنای عملکرد قطعی همه کارخانههای تجاری نیست، اما برای فهم جهت فناوری اهمیت دارد.
پروتئین تکیاختهای گازی چگونه زنجیره خوراک را از زمین جدا میکند؟
منطق بنیادی این فناوری بر تبدیل یک جریان گازی یا ترکیب یککربنه به زیستتوده میکروبی استوار است. در مسیر متانوتروف، باکتریهایی مانند Methylococcus capsulatus متان را به عنوان منبع کربن و انرژی مصرف میکنند و زیستتوده پروتئینی میسازند. FeedKind یکی از شناختهشدهترین نمونههای تجاری این مسیر است و در منابع علمی مرتبط با خوراک آبزیان، به عنوان پروتئین باکتریایی حاصل از تخمیر متان معرفی شده است. چنین مسیری از منظر کشاورزی اهمیت دارد، زیرا ماده اولیه آن مستقیما محصول زراعی نیست و میتواند بخشی از فشار بر زمین، آب و منابع دریایی را کاهش دهد.
در مسیر CO2/H2، الگوی زیستی متفاوت است و هیدروژنوتروفها یا باکتریهای اکسیدکننده هیدروژن نقش اصلی دارند. این میکروبها از H2 به عنوان دهنده الکترون و از CO2 به عنوان منبع کربن استفاده میکنند و برای پایداری اقلیمی، کیفیت منبع هیدروژن اهمیت تعیینکننده دارد. اگر H2 با برق تجدیدپذیر یا مسیر کمکربن تولید شود، ادعای اقلیمی فناوری قابل دفاعتر میشود، اما اگر هیدروژن از گاز طبیعی بدون جذب کربن به دست آید، کمکربن بودن محصول باید با احتیاط سنجیده شود. به همین دلیل در ارزیابی نهایی، فقط منشا کربن کافی نیست و منبع انرژی، خشککردن، حملونقل و مرزهای LCA نیز باید مشخص باشد.
تولید پروتئین از گاز، برخلاف کشاورزی مزرعهای، به فصل، بارندگی و کیفیت خاک وابستگی مستقیم ندارد. با این حال، استقلال از زمین به معنای استقلال از زیرساخت نیست. زیستراکتور گازی به خوراک گازی پایدار، اکسیژن، مواد معدنی، نیتروژن، کنترل آلودگی، خشککن، سامانه ایمنی و مدیریت انتقال جرم نیاز دارد. مزیت سالگرد بودن تولید زمانی واقعی میشود که زنجیره تامین گاز، برق، آب فرایندی، مواد مغذی و کنترل زیستی به شکل قابل اتکا طراحی شود.
– سازمان بینالمللی انرژی: «حدود ۳۵ میلیون تن انتشار متان نفت، گاز و زغالسنگ بدون هزینه خالص قابل اجتناب است.»
پیوند این نقلقول با پروتئین تکیاختهای نباید بیش از حد تفسیر شود. کاهش انتشار متان در بخش سوختهای فسیلی، به خودی خود اثبات نمیکند که تولید SCP از متان اقتصادی یا اقلیمی است. اهمیت آن در نشان دادن یک واقعیت بزرگتر است که متان، انرژی و کربن در سیاست صنعتی آینده از یکدیگر جدا نیستند. اگر کشوری بخواهد پروتئین گازی را در زنجیره خوراک وارد کند، باید همزمان درباره مدیریت متان، قیمت گاز، مسیرهای کربنگیری، ایمنی فرایند و بازار خوراک تصمیم بگیرد.
متان متانول و CO2 در تولید پروتئین میکروبی چه تفاوتی دارند؟
– مسیر متانوتروف و جایگاه FeedKind در خوراک آبزیان
مسیر متانوتروف بر مصرف متان توسط باکتریهای اکسیدکننده متان بنا شده است. در این مسیر، خوراک گازی وارد زیستراکتور میشود و میکروارگانیسم در شرایط کنترلشده، زیستتودهای غنی از پروتئین تولید میکند. FeedKind در پرونده تحقیق به عنوان مهمترین نمونه خوراکی تجاری مسیر متان شناخته شده است، زیرا هم داده تغذیهای دارد و هم مسیر تنظیمگری آن در آمریکا، چین و اروپا قابل ردیابی است. اهمیت این نمونه در آن است که فناوری از سطح ادعای آزمایشگاهی فراتر رفته و وارد زبان مقررات، جیره آبزیان و تجارت خوراک شده است.
درباره درصد پروتئین خام در محصولات گازی باید دقیق صحبت کرد، زیرا اعداد مربوط به محصولات، روشهای آنالیز و پایه ماده خشک یکسان نیستند. درباره FeedKind، یک مطالعه Frontiers مقدار 75.14 درصد پروتئین را برای MBP/FeedKind در جیره Black Sea Bream گزارش کرده است، در حالی که اسناد تجاری قدیمیتر Calysta مقدار 71 درصد پروتئین خام را آوردهاند. این اختلاف نباید با میانگینگیری ساده حل شود، زیرا میتواند ناشی از بچ تولید، روش آزمون، پایه گزارشدهی یا نسخه محصول باشد. نتیجه علمی درست این است که درصد پروتئین باید در کنار منبع، روش آزمون و کاربرد خوراکی خوانده شود.
– مسیر متانول و درس تاریخی Pruteen برای اقتصاد خوراک
مسیر متانول از نظر تاریخی با Pruteen شناخته میشود و برای نسل جدید پروتئین گازی نقش یک هشدار اقتصادی دارد. این محصول از متانول و باکتری Methylophilus methylotrophus ساخته شد و در منابع تاریخی، مقدار 72 درصد پروتئین برای آن گزارش شده است. با وجود این، توقف Pruteen به هزینه تولید بالا و رقابتناپذیری در برابر سویا و پودر ماهی نسبت داده شده است. این تجربه نشان میدهد کیفیت تغذیهای بالا برای موفقیت در بازار خوراک کافی نیست و محصول باید با منطق سخت بازار نهادههای حجیم رقابت کند.
– موزه علم بریتانیا، آرشیو علمی: «این محصول در دهه ۱۳۵۰ از باکتری Methylophilus methylotrophus و متانول تولید میشد.»
درس Pruteen برای فناوریهای امروز این نیست که پروتئین گازی شکستخورده است، بلکه نشان میدهد مقیاس مهندسی و اقتصاد بازار دو مسئله متفاوت هستند. یک فرایند میتواند از نظر زیستی و مهندسی قابل اجرا باشد، اما در برابر افت قیمت سویا یا پودر ماهی توان رقابت خود را از دست بدهد. این موضوع برای سرمایهگذار، سیاستگذار و تولیدکننده خوراک اهمیت مستقیم دارد، زیرا مدل درآمدی SCP گازی باید بر اساس قیمت جایگزینهای واقعی، نه فقط ارزش فناورانه محصول، طراحی شود. هر پروژهای که این ماده را به عنوان نهاده خوراکی میسازد، باید از ابتدا سناریوی رقابت با سویا، پودر ماهی و پروتئینهای جایگزین دیگر را داشته باشد.
مقررات FeedKind و پذیرش پروتئین باکتریایی در بازار خوراک آبزیان
ورود یک پروتئین میکروبی به خوراک حیوانات فقط به موفقیت تخمیر وابسته نیست. ماده خوراکی باید از مسیرهای ایمنی، مقرراتی و فرمولاسیون عبور کند و هر کاربرد نیز به صورت جداگانه ارزیابی شود. پذیرش یک محصول برای سالمونیدها را نمیتوان به غذای انسان، خوراک طیور یا خوراک همه آبزیان تعمیم داد. پرونده FeedKind اهمیت دارد، زیرا نشان میدهد مسیرهای مقرراتی برای بخشی از این فناوری در بازارهای مهم شکل گرفتهاند، اما هر مسیر دارای مرز کاربرد، گونه هدف و سطح مصرف مشخص است.
در آمریکا، مرکز دامپزشکی FDA برای استفاده FeedKind در خوراک سالمونیدها تا سطح 18 درصد جیره، از مسیر GRAS notification نامه پاسخ صادر کرده است. نکته مهم این است که خود FDA در متن پاسخ تصریح کرده که تعیین مستقل GRAS انجام نداده و مسئولیت انطباق با شرکت باقی میماند. بنابراین بیان دقیق این رخداد، پاسخ بدون پرسش بیشتر در چارچوب اطلاعرسانی GRAS است، نه ادعای مطلق درباره تایید کامل و مستقل FDA. چنین دقتی در متنهای تخصصی ضروری است، زیرا اغراق مقرراتی میتواند تصمیم سرمایهگذاری و اعتماد بازار را مخدوش کند.
– مرکز دامپزشکی سازمان غذا و داروی آمریکا: «با این حال، سازمان درباره وضعیت GRAS این کاربرد در خوراک حیوانات تصمیم مستقل نگرفته است.»
در چین، FeedKind در 1402 برای استفاده در خوراک آبزیان تایید شد و این رخداد از نظر تجاری اهمیت دارد، زیرا چین یکی از بازارهای بزرگ جذب پروتئینهای جایگزین در آبزیپروری است. در اروپا نیز Regulation No 68/2013 در کاتالوگ مواد خوراکی، پروتئین حاصل از Methylococcus capsulatus را ذیل مدخل 12.1.2 آورده و اصلاحیه 2022/1104 نامگذاریهای مرتبط با پروتئین تکیاختهای از Methylococcus capsulatus را بهروز کرده است. این شواهد نشان میدهند که دستکم برای مسیر متانوتروف، زبان مقرراتی مشخصی در برخی بازارهای مرجع وجود دارد.
برای مسیرهای دیگر نیز مرزبندی اهمیت دارد. FDA در AGRN 33 زیستتوده خشک Methylobacterium extorquens را برای سطحی از کاربرد در خوراک سختپوستان آبزی بررسی کرده و به AGRN 26 برای خوراک ماهیان بالهدار ارجاع داده است. این مورد به مسیر متانول یا متیلوتروف مربوط است و نباید با مسیر CO2/H2 یا متانوتروف یکسان فرض شود. نتیجه عملی این است که پروتئین تکیاختهای یک عنوان کلی است، اما هر گونه میکروبی، هر خوراک گازی، هر روش فراوری و هر حیوان هدف باید پرونده فنی و مقرراتی خود را داشته باشد.
سنجههای تغذیهای پروتئین تکیاختهای برای دام طیور و آبزیان
ارزیابی SCP گازی برای خوراک از پرسش ساده چند درصد پروتئین دارد آغاز میشود، اما در همان نقطه متوقف نمیماند. FAO در راهنمای مواد خوراکی آبزیان بر تحلیل ترکیب تقریبی، اسیدهای آمینه، چربی، انرژی، ضد مغذیها، آلایندهها، قابلیت هضم و مقرونبهصرفه بودن تاکید دارد. این چارچوب برای پروتئین میکروبی اهمیت بیشتری پیدا میکند، زیرا محصول از مسیر زیستی غیرسنتی تولید میشود و کارخانه خوراک باید بداند ماده جدید در جیره چه رفتاری دارد. اگر ترکیب شیمیایی مناسب باشد اما قابلیت هضم یا پایداری تامین ضعیف باشد، ارزش صنعتی آن محدود میشود.
مطالعات خوراک آبزیان نشان دادهاند که سطح جایگزینی باید مرحلهبهمرحله و در قالب جیرههای آزمایشی سنجیده شود. در مطالعهای روی largemouth bass، جیرههای آزمایشی FeedKind در سطوح 3، 6 و 9 درصد فرموله شدند و همزمان سهم پودر ماهی از 42 درصد در جیره کنترل به 29، 26 و 23 درصد کاهش یافت. مدت آزمون 10 هفته بود و همین طراحی نشان میدهد جایگزینی ماده جدید در خوراک، یک تصمیم تکمتغیره نیست. پژوهشگر باید اثر همزمان سطح SCP، کاهش پودر ماهی، رشد، سلامت، ضریب تبدیل و کیفیت لاشه را در جیره واقعی بسنجد.
قابلیت هضم نیز باید با پروتکل دقیق اندازهگیری شود. مطالعه Aquaculture درباره bacterial protein meal در سالمون اطلس تاکید کرده است که حداقل 14 روز سازگاری پیش از جمعآوری مدفوع برای سنجش digestibility لازم است. این جزئیات روششناختی برای طرحهای پایلوت اهمیت مستقیم دارد، زیرا یک نتیجه شتابزده میتواند ماده خوراکی را بیش از حد مثبت یا بیش از حد منفی نشان دهد. برای ایران یا هر بازار نوظهور دیگر، طراحی آزمون خوراک باید از ابتدا با دوره سازگاری، گروه کنترل، سطح جایگزینی و شاخصهای عملکردی روشن انجام شود.
پروفایل اسیدهای آمینه در FeedKind در منابع علمی و تجاری به عنوان متوازن و قابل مقایسه با پودر ماهی توصیف شده است، اما برای تصمیم نهایی باید به دادههای مطالعهمحور تکیه کرد. اعداد پروتئین خام 71 درصد، 72 درصد، 73 درصد و 75.14 درصد که در منابع مختلف برای محصولات گازی یا تاریخی آمدهاند، از محصولات و روشهای متفاوتی استخراج شدهاند و نباید به یک عدد میانگین تبدیل شوند. سنجه درست برای کارخانه خوراک این است که هر بچ محصول با گواهی ترکیب، کیفیت میکروبی، رطوبت، آلایندهها و قابلیت هضم همراه باشد. در غیر این صورت، پروتئین بالا میتواند عددی جذاب اما ناکافی برای تصمیم خرید باشد.
اقتصاد مقیاس و ریسک سرمایهگذاری در پروتئین گازی خوراک
پروتئین گازی از نظر علمی جذاب است، اما از نظر اقتصادی وارد یکی از سختترین بازارهای کالایی میشود. خوراک دام، طیور و آبزیان بازار حجم بالا و حاشیه سود حساس دارد و هر نهاده جدید باید در برابر سویا، پودر ماهی، پروتئین مخمر، پروتئین حشرهای و محصولات جانبی رقابت کند. تجربه Pruteen نشان داده است که حتی مادهای با پروتئین بالا نیز اگر از نظر قیمت در چرخه رقابت با نهادههای رایج جا نگیرد، ممکن است از بازار خارج شود. بنابراین سؤال اصلی سرمایهگذاری فقط امکان تولید نیست، بلکه دوام قیمت در مقیاس صنعتی است.
دادههای سرمایهگذاری اخیر نشان میدهند که بخش خصوصی، سرمایهگذار خطرپذیر و شرکتهای انرژی به این حوزه توجه کردهاند، اما این توجه به معنای کاهش ریسک نیست. NovoNutrients در 1403 جذب سرمایه 18 میلیون دلار Series A را اعلام کرد که شامل 10.3 میلیون دلار سرمایه جدید و تبدیل 8 میلیون دلار SAFE بود. همان پرونده تحقیق نشان میدهد حدود یک سال بعد، این شرکت وارد فرایند Assignment for the Benefit of Creditors و فروش دارایی شد. این توالی برای بازار پروتئین گازی پیام روشنی دارد: فاصله میان نمایش فناوری و پایداری مالی کارخانه، همان ناحیه پرریسکی است که بسیاری از فناوریهای زیستی صنعتی در آن متوقف میشوند.
سرمایه عمومی و سرمایه صبور در این فناوری نقش مکمل دارند، زیرا بسیاری از پروژهها قبل از رسیدن به بازار انبوه به مرحله پایلوت و دمو نیاز دارند. Finnish Climate Fund در 1400 وام سرمایهای 10 میلیون یورو به Solar Foods برای آغاز تولید تجاری Solein اعطا کرد و Deep Branch نیز برای پروژه خوراک از CO2، مبلغ 2.5 میلیون یورو از EIC Accelerator دریافت کرد. Woodside نیز تا 3 میلیون دلار برای ساخت و بهرهبرداری از سیستم پایلوت NovoNutrients متعهد شد و پرداخت را به تحقق نقاط عطف وابسته کرد. این نمونهها نشان میدهند تامین مالی مرحلهای، عمومی و مشروط، برای عبور از آزمایشگاه به کارخانه اهمیت دارد.
– گزارش پروژه CORDIS اتحادیه اروپا: «این پایلوت برای ظرفیت عملیاتی لازم جهت توسعه کاربردهای پروتئین در خوراک حیوانات طراحی شده است.»
مرزبندی میان پایلوت، دمو و تولید صنعتی برای خوراک حیوانات حیاتی است. تولید چند صد کیلوگرم در ماه برای توسعه کاربرد، آزمون جیره و ساخت نمونه محصول ارزشمند است، اما برای بازار دام و طیور که با حجم بالا کار میکند کافی نیست. حتی ظرفیت 160 تن در سال که برای Factory 01 در مسیر غذایی Solein گزارش شده، بیشتر نشاندهنده فاصله میان تولید دمو و بازار حجیم خوراک است تا حل نهایی مسئله نهاده. در نتیجه، سرمایهگذار باید علاوه بر زیستفناوری، هزینه انرژی، خشککردن، کنترل کیفیت، تضمین خرید، مسیر مجوز و قیمت رقیب را در مدل مالی وارد کند.
مسیر مشروط ایران برای بومیسازی پروتئین تکیاختهای گازمحور
ایران از منظر خوراک گازی یک دارایی ساختاری روشن دارد. طبق داده EIA، ذخایر اثباتشده گاز طبیعی ایران حدود 1200 تریلیون فوت مکعب و معادل تقریبی 34 تریلیون مترمکعب گزارش شده است. این عدد فقط ظرفیت خوراک گازی را نشان میدهد و نباید به معنای وجود زنجیره صنعتی SCP در کشور تفسیر شود. مزیت گاز زمانی به فرصت صنعتی تبدیل میشود که کنار برق پایدار، ایمنی زیستراکتور، دسترسی به مواد مغذی، دانش فنی تخمیر، خشککردن صنعتی و مسیر مجوز خوراک قرار گیرد.
بازار آبزیپروری ایران نیز از منظر تقاضای خوراک قابل توجه است، هرچند داده موجود در پرونده تحقیق قدیمی است و باید با احتیاط استفاده شود. FAO در پروفایل شیلات و آبزیپروری ایران گزارش کرده که تولید آبزیپروری از 27 هزار تن در سال 1369 به 320,200 تن در سال 1393 رسیده و در آن سال حدود 34 درصد تولید کل شیلات را تشکیل داده است. این روند تاریخی نشان میدهد که خوراک آبزیان میتواند یکی از نخستین حوزههای آزمون و پذیرش پروتئین میکروبی باشد، زیرا در سطح جهانی نیز FeedKind و برخی پروژههای CO2/H2 با کاربرد خوراک آبزیان پیوند خوردهاند. با این حال، ورود به این بازار نیازمند داده عملکردی داخلی و فرمولاسیون متناسب با گونههای هدف است.
برای ایران، مسیر منطقی از یک کارخانه بزرگ و پرریسک آغاز نمیشود، بلکه از پایلوت صنعتی کنار منبع خوراک گازی قابل کنترل شروع میشود. مکانیابی کنار پالایشگاه گاز، پتروشیمی، واحد بیوگاز یا سامانه کربنگیری از نظر فرایندی قابل تصور است، زیرا اتصال به خوراک گازی و انرژی را سادهتر میکند. با این حال، چنین مکانیابی فقط زمانی ارزش دارد که محصول نهایی بتواند از آزمون خوراک و مسیر پذیرش بازار عبور کند. پایلوت موفق باید نه فقط کیلوگرم محصول، بلکه داده ترکیب، هضم، ایمنی، پایداری بچ، هزینه انرژی و واکنش کارخانه خوراک را تولید کند.
ریسک ارزی و فناورانه نیز باید در تصمیمگیری ایران دیده شود. از یک طرف، کاهش فشار بر نهادههای پروتئینی وارداتی برای زنجیره خوراک جذاب است و پیوند آن با مزیت گازی کشور میتواند به سیاست صنعتی معنا بدهد. از طرف دیگر، تجهیزات تخمیر گازی، کمپرسور، کنترل فرایند، ایمنی مخلوطهای H2 و O2 یا CH4، خشککن و آزمونهای تخصصی خوراک میتوانند خود به دانش فنی و واردات تجهیزات وابسته باشند. بنابراین بومیسازی واقعی زمانی شکل میگیرد که پروژه فقط بر دسترسی به گاز تکیه نکند و زنجیره مهندسی، مقررات، تامین مالی و بازار را همزمان بسازد.
چگونه پروتئین تکیاختهای کمکربن به تصمیم سرمایهگذاری تبدیل میشود؟
تصمیم سرمایهگذاری در پروتئین تکیاختهای گازی باید از سه پرسش همزمان عبور کند. نخست، آیا میکروارگانیسم و خوراک گازی انتخابشده میتوانند زیستتودهای با ترکیب پایدار، پروتئین کافی، کیفیت میکروبی و قابلیت هضم قابل قبول تولید کنند. دوم، آیا محصول در جیره واقعی دام، طیور یا آبزیان میتواند بخشی از سویا یا پودر ماهی را بدون افت عملکرد و با قیمت قابل دفاع جایگزین کند. سوم، آیا مسیر مقرراتی، تامین مالی، ایمنی فرایند، انرژی و بازار فروش به اندازه کافی روشن است که پروژه از پایلوت به کارخانه برسد.
برای بازار ایران، پاسخ محتاطانه و کاربردی این است که پروتئین گازی یک فرصت مشروط است، نه یک راهحل آماده. ذخایر گاز و رشد تاریخی آبزیپروری، زمینهای برای مطالعه صنعتی ایجاد میکنند، اما شرط کافی برای موفقیت نیستند. مسیر قابل دفاع از پایلوت محدود، آزمون خوراک استاندارد، انتخاب گونه هدف، تحلیل قیمت رقیب، ارزیابی چرخه عمر و مدل تامین مالی مرحلهای عبور میکند. اگر این زنجیره با دقت ساخته شود، پروتئین تکیاختهای از متان، CO2 و هیدروژن میتواند از یک ایده فناورانه به یکی از ابزارهای آینده خوراک کمکربن تبدیل شود.
شما میتوانید دیدگاه خود را بصورت کاملا ناشناس و بدون درج اطلاعات شخصی خود ثبت نمایید.
حاصل جمع روبرو چند میشود؟