استانداردهای ASC و Global G.A.P در صادرات آبزیان
ASC و Global G.A.P چیست و چگونه این استانداردها مسیر صادرات آبزیان ایرانی را هموار میکنند؟
در دنیای امروز که بازار جهانی غذاهای آبی بهشدت رقابتی و استانداردمحور شده است، برخورداری از گواهیهای بینالمللی معتبر، دیگر یک مزیت رقابتی صرف نیست؛ بلکه به پیششرط ورود و بقاء در بسیاری از بازارهای ممتاز جهان تبدیل شده است. استانداردهای ASC (شورای نظارت بر آبزیپروری) و Global G.A.P. (شیوههای خوب کشاورزی) بهعنوان دو چارچوب مرجع در تضمین کیفیت، پایداری زیستمحیطی، بهداشت آبزیان و شفافیت زنجیره تولید، نقش کلیدی در تعیین سرنوشت صادرات محصولات شیلاتی کشورها ایفا میکنند. در این میان، ایران با ظرفیتهای بینظیر طبیعی، اقلیمی و زیستی، در آستانه یک تحول صادراتمحور قرار دارد؛ تحولی که تنها در گرو تطبیق کامل با این استانداردها محقق خواهد شد.
گواهی ASC بر شیوههای مسئولانه پرورش آبزیان تمرکز دارد و ابعاد مختلفی همچون مدیریت مصرف آب، تغذیه، سلامت ماهی، کار کودکان، حقوق کارگران و اثرات زیستمحیطی مزرعه را ارزیابی میکند. این استاندارد، بهویژه در کشورهای شمال اروپا نظیر آلمان، هلند و حوزه اسکاندیناوی، بهعنوان پیشنیاز قطعی حضور در بازارهای خردهفروشی تلقی میشود. از سوی دیگر، استاندارد Global G.A.P. که دامنه آن گستردهتر است، بر اصول ایمنی غذایی، ردیابی، بهداشت کارگران و پایداری فرآیند تولید تأکید دارد و مورد پذیرش خردهفروشان بزرگ اروپایی همچون Carrefour، Lidl و Metro است. بنابراین، تطبیق با این دو استاندارد نهتنها سطح کیفیت تولید را ارتقا میدهد، بلکه اعتماد مشتریان جهانی را نیز بههمراه دارد.
مطالعه تطبیقی عملکرد کشورهای موفق در صنعت آبزیپروری دریامحور، از جمله نروژ، شیلی و ترکیه، نشان میدهد که رعایت دقیق الزامات ASC و Global G.A.P. از مرحله طراحی مزرعه تا فرآوری و بستهبندی، ستون فقرات استراتژی صادراتمحور این کشورها را تشکیل میدهد. در ترکیه، اخذ این گواهیها از الزامات صادرات به اتحادیه اروپا و روسیه محسوب میشود و در شیلی بیش از ۹۰ درصد محصولات شیلاتی صادراتی دارای این تأییدیهها هستند. در نروژ، سالمون دارای این گواهیها با قیمت پریمیوم به بازار چین، آمریکا و اتحادیه اروپا عرضه میشود.
مطابق گزارش راهبردی منتشرشده توسط هلدینگ وسترا، بسیاری از بازیگران کلیدی جهانی مانند شرکت Mowi در نروژ، Kilic Deniz در ترکیه و NAQUA در عربستان، به کمک پیادهسازی دقیق استانداردهای جهانی توانستهاند زنجیره ارزش خود را جهانیسازی کنند. در این زنجیره، از هچری و تکثیر، تولید خوراک، پرورش، فرآوری و برندینگ، هر حلقه با متدلوژی منطبق بر استانداردهای ASC و Global G.A.P. همراستا شده است. این رویکرد یکپارچه موجب شد تا نهتنها مجوز ورود به بازارهای سختگیرانه حاصل شود، بلکه قیمت فروش نهایی محصولات تا ۳۰ درصد بالاتر از میانگین محصولات فاقد گواهی قرار گیرد.
بهعنوان نمونه، شرکت Kilic Deniz از بدو تأسیس ساختار تولید خود را براساس رعایت کامل استانداردهای بینالمللی تعریف کرده و از طریق ایجاد پلتفرمهای ردیابی دیجیتال، سنسورهای هوشمند مدیریت زیستی، و اتوماسیون فرآوری، توانسته به یکی از صادرکنندگان ممتاز سیبس دریایی در اروپا تبدیل شود. این تجربه برای ایران حائز اهمیت مضاعف است؛ چرا که گونههای منتخب آبزیپروری کشور مانند سیبس و میگوی وانامی، دقیقاً همانهایی هستند که تطابق بالایی با الزامات ASC و Global G.A.P. دارند.
بر اساس تحلیل دینامیک سیستم در صنعت آبزیپروری ایران که توسط شرکت فناوری هوشمند صنایع سلامت پاسارگاد (هلدینگ وسترا) انجام شده است، فرآیند اخذ گواهی باید از همان مرحله طراحی مزرعه آغاز شود. به بیان دیگر، رعایت الزامات این استانداردها نباید در مرحله انتهایی (فرآوری یا صادرات) لحاظ شود، بلکه از طراحی نقشه مزرعه، انتخاب سیستم پرورشی (مانند قفس یا RAS)، برنامه تغذیه، کنترل کیفیت آب، بهداشت و حتی آموزش کارکنان باید مطابق با پروتکلهای گواهیدهندهها انجام گیرد.
اما ایران هنوز مسیر طولانی تا تحقق این الزامات دارد. بسیاری از مزارع فاقد سیستمهای ردیابی دیجیتال، نظامنامه بهداشت حرفهای، یا حتی استانداردسازی فرآوری هستند. نبود شفافیت در زنجیره تأمین، ضعف در مستندسازی فرآیندها، و عدم وجود برنامههای پایش و گزارشدهی منظم، از موانع ساختاری در مسیر دریافت گواهیهای بینالمللی است. این در حالی است که برخی کشورهای نوظهور مانند ویتنام با ایجاد خوشههای صنعتی منطبق بر این استانداردها، توانستهاند حضور پایدار و گسترده در بازارهای اروپا و چین داشته باشند.
یکی دیگر از الزامات کلیدی، پایش مستمر فاکتورهای زیستی و بهداشتی است. برای نمونه، در استاندارد ASC پارامترهایی مانند ضریب تبدیل خوراک (FCR)، میزان آنتیبیوتیک مصرفی، میزان مرگومیر، و تأثیر مزرعه بر تنوع زیستی اطراف باید بهصورت مستند گزارش شود. بدون زیرساختهای دیجیتال و تیمهای کنترل کیفی، ارائه این دادهها برای مزارع ایرانی بسیار دشوار است. همچنین، بخش بزرگی از تولیدکنندگان خرد که فاقد برند یا سازماندهی مشخص هستند، توانایی پرداخت هزینههای مشاوره و صدور گواهی را ندارند.
با این حال، فرصت بزرگی برای اصلاح مسیر وجود دارد. ایران میتواند با توسعه مزارع قفسپروری مدرن در سواحل جنوبی، استقرار مراکز تکثیر و هچری مبتنی بر RAS، و تشکیل کنسرسیومهای صادراتی، گام به گام به سمت تطبیق با استانداردهای جهانی حرکت کند. تجربه کشورهای موفق نشان میدهد که پیادهسازی تدریجی استانداردها، بهویژه با حمایت سیاستگذاران و ورود سرمایهگذاران فناور، میتواند در مدت کوتاه منجر به تحول در جایگاه صادراتی شود.
در این میان، نقش دولت در تسهیل فرآیند اخذ گواهی، از طریق یارانههای آموزشی، تدوین استانداردهای ملی هماهنگ با الگوهای جهانی، و ایجاد نظامهای ردیابی مبتنی بر فناوری اطلاعات بسیار حیاتی است. همچنین، حمایت از شرکتهای دانشبنیان در تولید پلتفرمهای بومی ردیابی، سنجش کیفیت، و کنترل زیستی میتواند هزینههای اخذ گواهی را بهطور معناداری کاهش دهد و مسیر را برای مشارکت فعال مزارع کوچکتر هموار سازد.
– دکتر مارک اسمت، استاد فناوری غذا در دانشگاه واخنینگن: «گواهیهای ASC و Global G.A.P. نهفقط شواهدی از کیفیت، بلکه ابزارهایی برای تعامل سیاسی و اقتصادی با بازارهای هدف هستند.»
چگونه استانداردهای بینالمللی مسیر صادرات را برای آبزیان ایرانی هموار میکنند؟
طی دهه گذشته، بازار جهانی غذاهای آبی بهشدت تحت تأثیر الگوهای مصرف پایدار، الزامات زیستمحیطی و شفافیت زنجیره تأمین قرار گرفته است. در چنین بستری، تنها آن دسته از تولیدکنندگان که قادر به ارائه گواهیهای بینالمللی مانند ASC و Global G.A.P. باشند، امکان حضور پایدار در بازارهای ممتاز را خواهند داشت. این استانداردها عملاً به زبان مشترک اعتمادسازی در بازار جهانی تبدیل شدهاند و مسیر ورود به زنجیرههای ارزش بینالمللی را تسهیل میکنند.
در گزارش راهبردی هلدینگ وسترا آمده است که یکی از کلیدیترین مزایای اخذ این گواهیها، امکان درج برند صادراتی بر روی محصولات شیلاتی ایران است. بهعبارتی، خروج از فروش فلهای و واسطهای تنها زمانی ممکن است که محصول نهایی نهتنها کیفیت داخلی، بلکه تأییدیههای بینالمللی را نیز دارا باشد. این مسئله در بازارهایی مانند اتحادیه اروپا و خاورمیانه که خردهفروشان زنجیرهای استانداردمحور هستند، اهمیت دوچندان دارد.
در تجربه موفق کشور نروژ، مشاهده میشود که سالمونهای دارای گواهی ASC و Global G.A.P. در قفسهای دریایی پرورش یافته، فرآوری بهداشتی داشته و سپس با بستهبندی صادراتی بهصورت برندشده به فروشگاههای ممتاز اروپا ارسال میشوند. بر اساس آمارهای رسمی، این محصولات با قیمت ۲۰ تا ۳۰ درصد بالاتر از نمونههای فاقد گواهی به فروش میرسند. این افزایش قیمت، ناشی از اعتماد مصرفکننده به زنجیره تولید شفاف و پایدار است؛ الگویی که در ایران نیز قابلیت پیادهسازی دارد، بهویژه برای گونههای استراتژیکی مانند سیبس و میگوی وانامی.
تجربه شیلی نیز درسآموز است. این کشور توانسته با تکیه بر گواهیهای بینالمللی، سهم بالایی از بازارهای آمریکای شمالی و اتحادیه اروپا را در اختیار گیرد. بهعنوان نمونه، بیش از ۹۰ درصد از محصولات شیلاتی صادراتی شیلی دارای گواهیهای ASC و BAP هستند. سیاست حمایت از سرمایهگذاران خارجی، ایجاد زیرساختهای فرآوری صادراتمحور، و حضور نظاممند در بازارهای هدف، موجب شده تا سالمون شیلیایی به یک برند جهانی تبدیل شود.
از منظر فناوری، گواهینامههای بینالمللی، محرک بهکارگیری نوآوری در مزارع و کارخانههای فرآوری نیز محسوب میشوند. برای مثال، شرط رعایت اصول سلامت آبزیان و کاهش مصرف داروها در گواهی ASC، تولیدکنندگان را به استفاده از حسگرهای زیستی، پایش مداوم کیفیت آب، و سامانههای تغذیه هوشمند سوق داده است. این فناوریها نهتنها کیفیت محصول را بهبود میبخشند، بلکه هزینههای ناشی از بیماری و تلفات را نیز کاهش میدهند.
در ایران، هماکنون یکی از چالشهای اصلی برای دریافت گواهیهای بینالمللی، نبود سیستمهای ردیابی یکپارچه در زنجیره تولید تا صادرات است. در استانداردهای یادشده، قابلیت ردیابی (Traceability) از مزرعه تا خردهفروش ضروری است؛ یعنی هر بسته ماهی صادراتی باید اطلاعات دقیق شامل محل پرورش، تاریخ برداشت، نوع خوراک، واکسنها، و استانداردهای زیستمحیطی را داشته باشد. پیادهسازی این ساختار بدون سامانههای دیجیتال و دادهمحور امکانپذیر نیست و نیازمند همکاری شرکتهای فناوریمحور داخلی با سیاستگذاران صنعت شیلات است.
بر اساس گزارشها، استانداردهای ASC و Global G.A.P. نهتنها محدود به جنبههای فنی و زیستی هستند، بلکه به مسائل اجتماعی همچون شرایط کار، عدم بهرهکشی از نیروی کار کودک، آموزش کارکنان و ایمنی محیط کار نیز توجه جدی دارند. در ایران، فقدان چارچوبهای ممیزی اجتماعی برای مزارع و کارخانهها، یکی از دلایل اصلی دشواری در اخذ گواهیهای مذکور است. تدوین پروتکلهای ملی منطبق با چارچوبهای بینالمللی میتواند بخشی از این چالش را رفع کند.
– دکتر مانویندا سینگ، مدیر ارشد استانداردهای زنجیره تأمین در سازمان Global G.A.P.: «بزرگترین خطای تولیدکنندگان نوظهور این است که گواهیها را بهعنوان مجوز صادرات میبینند، نه بهعنوان مدل عملیاتی تحولساز در کل زنجیره ارزش.»
مفهوم دقیق این سخن در آن است که اخذ گواهی نه صرفاً یک اقدام اداری، بلکه یک راهبرد ساختاری است که میتواند منجر به اصلاح زیرساخت، ارتقاء بهرهوری، بهبود پایش دادهمحور، و نهایتاً شکلگیری برندی پایدار در عرصه جهانی شود. از این منظر، ورود ایران به مسیر استانداردسازی بینالمللی، فرصتی است برای ایجاد یک برند ملی آبزیپروری که بر پایه پایداری، سلامت و کیفیت تعریف شده باشد.
اکنون بسیاری از تولیدکنندگان ایرانی با این واقعیت روبهرو هستند که حتی در صورت برخورداری از ظرفیت تولید بالا، بهدلیل نبود گواهیهای بینالمللی و ضعف در فرآوری و بستهبندی، امکان حضور مؤثر در بازارهای اروپا، ژاپن یا آمریکای شمالی را ندارند. این وضعیت نهتنها ارزش افزوده تولیدکننده را کاهش میدهد، بلکه ایران را در موقعیت فروش واسطهای و خامفروشی قرار میدهد. در چنین شرایطی، تطبیق با استانداردهای ASC و Global G.A.P. نه یک انتخاب، بلکه یک الزام استراتژیک برای توسعه صادرات محسوب میشود.
در پایان این بخش، باید یادآور شد که تطبیق با استانداردهای بینالمللی، یک روند زمانبر اما ضروری است. تجربه کشورهایی مانند ویتنام و ترکیه نشان میدهد که با سیاستگذاری مناسب، آموزش هدفمند، و حمایت از سرمایهگذاران فناور، میتوان طی چند سال به موقعیت رقابتی مطلوب در بازارهای جهانی رسید. برای ایران نیز، چنین مسیری با توجه به پتانسیلهای اقلیمی، گونههای پرورشی مناسب و دانش فنی موجود، کاملاً در دسترس است؛ مشروط به اینکه گواهیهای ASC و Global G.A.P. بهعنوان شاخصهای راهبردی در طراحی و اجرای پروژههای آینده صنعت آبزیپروری تعریف شوند.
– پروفسور هانا گروته، پژوهشگر ارشد در مرکز غذای پایدار دانشگاه هومبولت: «دریافت گواهیهای بینالمللی تنها یک خط پایان نیست؛ این نقطه آغاز گفتوگو با بازار جهانی است.»
نقشه راه ایران برای دستیابی به استانداردهای ASC و Global G.A.P.
ایران برای حضور معنادار در بازار جهانی آبزیان، نیازمند ترسیم یک نقشه راه دقیق، واقعگرایانه و مرحلهای برای دستیابی به استانداردهای ASC و Global G.A.P. است. این مسیر مستلزم همراستاسازی سیاستگذاریهای کلان، توسعه زیرساختهای فناورانه، ظرفیتسازی سازمانی و ایجاد انگیزه اقتصادی در میان تولیدکنندگان است. تجربه کشورهایی مانند عربستان، ترکیه و ویتنام نشان داده که ورود به این مسیر تنها با تعامل میان دولت، بخش خصوصی و نهادهای علمی و فنی میسر خواهد بود.
در گام نخست، ایران باید شناسایی دقیق و اولویتبندی پروژههایی را در دستور کار قرار دهد که از ابتدا قابلیت تطبیق با الزامات ASC و Global G.A.P. را داشته باشند. در گزارش راهبردی هلدینگ وسترا، توصیه شده است که طراحی مزارع پرورش سیبس و میگوی وانامی در جنوب کشور از همان ابتدا با لحاظ شاخصهای کلیدی عملکرد (KPI) منطبق با این استانداردها انجام شود. این شاخصها شامل ساختار زیستمحیطی مزرعه، نظام بهداشت حرفهای، کیفیت خوراک و ساختار مدیریتی مزرعه هستند.
یکی از پیشنیازهای ضروری، توسعه سامانههای دیجیتال برای ثبت و ردیابی دادهها در کل زنجیره تولید است. این سامانهها باید قادر باشند تا بهصورت بلادرنگ، پارامترهایی همچون کیفیت آب، خوراک مصرفی، زمان برداشت، نرخ رشد، مصرف داروها و دیگر شاخصهای حیاتی را ثبت و تحلیل کنند. استفاده از فناوریهایی همچون اینترنت اشیا (IoT)، هوش مصنوعی و سنجشگرهای زیستی، میتواند تحقق این نیاز را تسهیل کند. بهعنوان مثال، در ترکیه شرکتهایی مانند Kilic Deniz با استفاده از پلتفرمهای هوشمند تغذیه و نظارت، توانستهاند مستندات گواهی را بهشکلی دقیق تهیه و حفظ کنند.
گام دوم، ایجاد ظرفیت نهادی برای آموزش و مشاوره تخصصی در حوزه استانداردهاست. بسیاری از مزرعهداران خرد و متوسط در ایران، حتی آشنایی اولیه با الزامات دقیق ASC یا Global G.A.P. ندارند. ایجاد مراکز تخصصی آموزش این استانداردها، ترجمه بومیشده پروتکلها، آموزش ناظران داخلی، و توسعه دستورالعملهای سازگار با محیط ایران از جمله اقدامات لازم در این حوزه است. همکاری وزارت جهاد کشاورزی با دانشگاهها و مؤسسات بینالمللی نظیر FAO و Wageningen University میتواند در این مسیر مؤثر باشد.
گام سوم، حمایت مالی و تنظیم مشوقهای اقتصادی برای مزارعی است که مسیر دریافت گواهی را طی میکنند. با توجه به هزینهبر بودن فرآیند اخذ این استانداردها، از جمله هزینههای ممیزی، اصلاح زیرساخت، ثبت داده و آموزش پرسنل، نیاز به طراحی یک صندوق حمایتی ویژه احساس میشود. این صندوق میتواند از طریق مشارکت عمومیخصوصی و با هدف کاهش ریسک سرمایهگذاران، زمینه توسعه گسترده استانداردسازی را فراهم کند. در شیلی، تجربه ایجاد صندوق مشترک دولتی–خصوصی برای ارتقاء کیفیت مزارع پرورش سالمون، نشان داده که چنین حمایتهایی نقشی حیاتی در ارتقاء سطح کیفی صادرات دارد.
یکی از حلقههای مغفولمانده در ایران، نبود شبکههای فرآوری و بستهبندی منطبق بر استانداردهای صادراتی است. حتی اگر مزارع قادر به تولید با کیفیت بالا باشند، در صورت نبود ظرفیت فرآوری مطابق با پروتکلهای ASC و Global G.A.P.، ارزش افزوده نهایی از بین خواهد رفت. بنابراین، توسعه کارخانجات فرآوری صادراتمحور در نزدیکی مناطق پرورش و بنادر صادراتی، بخش جداییناپذیر این نقشه راه محسوب میشود. طراحی کارخانهها باید بهگونهای باشد که هر مرحله از فرآوری، شفاف، قابل ردیابی، و منطبق بر استانداردهای ایمنی غذایی باشد.
بهعلاوه، شکلدهی به کنسرسیومهای صادراتی که چند مزرعه را ذیل یک نهاد گواهیگیرنده تجمیع کنند، راهکاری برای کاهش هزینههای گواهی و افزایش مقیاس اقتصادی است. این مدل که در کشورهای آسیای جنوب شرقی موفق عمل کرده، به تولیدکنندگان خرد امکان میدهد که بدون داشتن ساختار مستقل، در قالب خوشههای استاندارد، به بازارهای ممتاز دست یابند. همچنین، برند مشترک ملی (مثلاً “Iran Sustainable Aquaculture”) میتواند اعتبار و یکپارچگی بیشتری در بازار جهانی ایجاد کند.
توجه به عنصر شفافیت در گزارشدهی و حسابرسی نیز در این مسیر اهمیت دارد. گواهیدهندگان بینالمللی به دنبال شواهد واقعی و سیستماتیک از عملکرد زیستمحیطی و بهداشتی هستند. بنابراین، ایجاد رویههای ممیزی داخلی، ارزیابی منظم، و مستندسازی مستمر فعالیتها باید به فرهنگ سازمانی شرکتهای فعال در صنعت آبزیپروری ایران تبدیل شود. این امر نه تنها احتمال موفقیت در اخذ گواهی را افزایش میدهد، بلکه موجب بهبود فرآیندهای داخلی و بهرهوری نیز خواهد شد.
نقش نهادهای تنظیمگر دولتی نیز باید بازتعریف شود. بهجای تمرکز بر صدور مجوزهای تولید، نقش این نهادها باید به تسهیلگری در فرآیند گواهیدهی، تدوین سیاستهای مشوقمحور، و نظارت بر کیفیت زنجیره معطوف گردد. در گزارش وسترا پیشنهاد شده است که یک «مرجع ملی اعتبارسنجی گواهیهای شیلاتی» تشکیل شود که تعامل مستقیم با سازمانهای بینالمللی داشته و نقش پل ارتباطی میان مزارع داخلی و نهادهای گواهیدهنده جهانی را ایفا کند.
در پایان، ایران تنها با ترکیب این سیاستها، یعنی سرمایهگذاری فناورانه، توسعه زیرساخت فرآوری، توانمندسازی سازمانی، تدوین مشوقهای هوشمند و تعامل بینالمللی میتواند گام نهایی را در مسیر استانداردسازی و برندسازی بردارد. مسیر پیشرو دشوار، اما دستیافتنی است؛ بهویژه اگر نگاه سیاستگذار، نه به گواهی صرفاً بهعنوان برچسب صادرات، بلکه بهعنوان ابزار تحول پایدار نگریسته شود.
– دکتر الیزابت سانچز، مشاور ارشد صادرات شیلات در مؤسسه FAO: «برای کشورهایی مانند ایران، استانداردهای جهانی نه صرفاً دروازه ورود به بازار، بلکه ابزاری برای تغییر DNA صنعت بهسوی رقابتپذیری پایدار هستند.»
شما میتوانید دیدگاه خود را بصورت کاملا ناشناس و بدون درج اطلاعات شخصی خود ثبت نمایید.
حاصل جمع روبرو چند میشود؟