کشاورزی دیجیتال، سنجش از راه دور و IoT, مقالات وسترا

ردیابی شفاف زنجیره غذایی با بلاک‌چین و اینترنت اشیا

ردیابی شفاف زنجیره غذایی با بلاک‌چین و اینترنت اشیا

یکپارچه‌سازی بلاک‌چین و اینترنت اشیا برای ردیابی شفاف و قابل‌اطمینان زنجیره تأمین غذایی

در جهانی که پایداری، امنیت غذایی و اعتماد مصرف‌کننده به دغدغه‌های اساسی صنعت کشاورزی و غذا بدل شده‌اند، زنجیره‌های تأمین سنتی دیگر پاسخگوی چالش‌های پیچیده و چندوجهی امروز نیستند. افزایش موارد تقلب غذایی، ناکارآمدی در مدیریت داده‌های بین‌سازمانی، و ضعف در ردیابی منشأ محصولات، همگی نشان از نیاز مبرم به تحول فناورانه در ساختارهای تأمین غذایی دارند. در این میان، یکپارچه‌سازی فناوری بلاک‌چین و اینترنت اشیا (IoT) به‌عنوان یک پاسخ نوآورانه، شفاف و مقاوم در برابر دستکاری، افق جدیدی در نظارت، ردیابی و اعتمادسازی در زنجیره‌های تأمین گشوده است.

در سال‌های اخیر، پروژه‌های پیشگامی همچون IBM Food Trust با مشارکت برندهایی نظیر Nestlé و Walmart، نشان داده‌اند که ترکیب بلاک‌چین و اینترنت اشیا می‌تواند نه‌تنها منشأ محصولات را با دقتی بی‌سابقه تعیین کند، بلکه امکان واکنش سریع در برابر تهدیدات ایمنی غذایی را نیز فراهم سازد. به‌طور مثال، با بهره‌گیری از حسگرهای متصل به اینترنت و ثبت اطلاعات در دفترکل توزیع‌شده بلاک‌چین، می‌توان تغییرات دما، زمان حمل، و مکان ذخیره‌سازی هر محصول را از مزرعه تا قفسه فروشگاه به‌صورت دقیق رصد کرد.

طبق گزارش Market Research Future، بازار جهانی بلاک‌چین در زنجیره تأمین غذایی در سال ۲۰۲۳ حدود ۴۰۰ میلیون دلار برآورد شده است و پیش‌بینی می‌شود تا سال ۲۰۲۸ با نرخ رشد سالانه مرکب ۴۶.۷٪ به ۲.۷۱ میلیارد دلار برسد. این رشد چشمگیر، نشانه‌ای واضح از تغییر نگرش بازیگران کلیدی صنعت به سمت راهکارهای فناورانه مبتنی بر شفافیت، اعتماد دیجیتال و داده‌محوری است.

پروفسور جاستین گلدستون، استاد دانشگاه ایالتی پنسیلوانیا و متخصص در حوزه بلاک‌چین و هوش مصنوعی، بر این باور است که:

«ادغام بلاک‌چین و اینترنت اشیا در زنجیره تأمین غذایی، امکان ردیابی دقیق و شفافیت را فراهم می‌کند، که برای اطمینان از ایمنی و کیفیت غذا حیاتی است.»

از منظر عملکردی، اینترنت اشیا وظیفه جمع‌آوری داده‌های لحظه‌ای از محیط‌های فیزیکی – همچون دما، رطوبت، فشار، و مکان – را بر عهده دارد؛ درحالی‌که بلاک‌چین این داده‌ها را در یک شبکه توزیع‌شده غیرقابل تغییر ذخیره می‌کند. این ساختار، هرگونه تغییر در داده‌ها را به‌سادگی قابل‌ردیابی کرده و امکان ایجاد یک «سابقه دیجیتال قابل حسابرسی» را فراهم می‌سازد. به‌ویژه در مواردی نظیر سردخانه‌ها، حمل‌ونقل مواد فاسدشدنی، یا کنترل فرآیندهای تولید در صنایع پروتئینی، این ترکیب می‌تواند نقشی تعیین‌کننده در کاهش ضایعات، افزایش شفافیت، و بهبود تصمیم‌گیری ایفا کند.

بر اساس تحلیل Grand View Research، بازار جهانی بلاک‌چین در زنجیره تأمین با نرخ رشد سالانه بیش از ۹۰٪ در حال گسترش است و پیش‌بینی می‌شود تا سال ۲۰۳۰ به بیش از ۱۹۲ میلیارد دلار برسد. این نرخ رشد، نه‌فقط نشان‌دهنده ظرفیت فناوری، بلکه گواهی بر نیاز صنعت به تحول بنیادین در شفاف‌سازی عملیات داخلی و خارجی است. بخش «ردیابی و منشأ» (Traceability and Provenance) به‌تنهایی حدود ۳۵٪ از کل درآمد این بازار را در اختیار دارد و نقش محوری آن در آینده زنجیره‌های تأمین کشاورزی و غذایی به‌شدت برجسته شده است.

پروفسور گلن پری، مدیر مرکز اقتصاد دیجیتال غیرمتمرکز دانشگاه اسکس، تأکید می‌کند:

«فناوری بلاک‌چین می‌تواند اصطکاک در تجارت بین‌المللی را کاهش داده و شفافیت را در زنجیره‌های تأمین افزایش دهد، که برای صنعت غذا اهمیت ویژه‌ای دارد.»

چنین قابلیتی برای کشورهای در حال توسعه، جایی که زیرساخت‌های ردیابی ضعیف است و فساد اداری می‌تواند به شکل‌گیری زنجیره‌های تأمین غیرشفاف بینجامد، حیاتی‌تر است. به کمک دفترکل توزیع‌شده و گره‌های اعتبارسنج غیرمتمرکز، امکان کنترل دقیق بر مسیر حرکت محصولات غذایی از تولیدکننده تا مصرف‌کننده فراهم می‌شود. این امر نه‌تنها موجب اعتمادسازی در سطح داخلی می‌شود، بلکه دسترسی به بازارهای بین‌المللی – که به گواه سازمان FAO، مستلزم شفافیت در زنجیره‌های تأمین است – را نیز تسهیل می‌کند.

همچنین، نمونه‌هایی چون پروژه OpenSC – که توسط WWF پشتیبانی می‌شود – گویای آن است که بلاک‌چین می‌تواند ردیابی دقیق در صنایع پیچیده‌ای چون ماهیگیری را نیز ممکن سازد. این پروژه با استفاده از برچسب‌های دیجیتال و سنسورهای متصل به IoT، امکان کنترل منشأ، روش صید، دمای نگهداری و مسیر توزیع را فراهم کرده و شفافیت در کل زنجیره را تضمین می‌کند.

بنا بر گزارش ScienceSoft، حدود ۳۰٪ از درآمد بازار بلاک‌چین در سال ۲۰۲۳ متعلق به بخش «پردازش‌کنندگان و تولیدکنندگان مواد غذایی» بوده و انتظار می‌رود بخش «مصرف‌کنندگان» با نرخ رشد سالانه ۱۵٪ در دوره پیش‌رو، نقش فعالی در شکل‌دهی به تقاضاهای جدید ایفا کند. این نشان می‌دهد که نه‌تنها تولیدکنندگان، بلکه مصرف‌کنندگان نیز در پی شفافیت، کیفیت و قابلیت اعتماد بیشتر در مسیر غذایی خود هستند.

پروفسور ساموئل فوسو وامبا، استاد دانشگاه تولوز، در پژوهشی جامع به بررسی عوامل تأثیرگذار بر پذیرش بلاک‌چین در مدیریت عملیات پرداخته و می‌گوید:

«پذیرش فناوری بلاک‌چین در مدیریت عملیات و زنجیره تأمین تحت تأثیر عواملی مانند انتظار از تلاش، نفوذ اجتماعی، تسهیل‌کننده‌ها و اعتماد قرار دارد. این فناوری می‌تواند عملکرد زنجیره تأمین را بهبود بخشد.»

ردیابی شفاف زنجیره غذایی با بلاک‌چین و اینترنت اشیا

مزایای ترکیب بلاک‌چین و اینترنت اشیا در زنجیره تأمین غذایی

از میان مهم‌ترین مزایای یکپارچه‌سازی بلاک‌چین و اینترنت اشیا در زنجیره تأمین غذایی، می‌توان به توانایی ردیابی دقیق، کاهش تقلب، افزایش اعتماد مصرف‌کننده و بهبود پاسخگویی اشاره کرد. سیستم‌هایی که داده‌ها را در لحظه از محیط دریافت می‌کنند و بلافاصله در یک دفترکل توزیع‌شده ثبت می‌نمایند، امکان هرگونه دستکاری یا حذف اطلاعات را به‌شدت محدود می‌سازند. این موضوع برای صنایع غذایی، که با سلامت و جان انسان‌ها مرتبط است، اهمیتی حیاتی دارد.

مطالعه‌ای منتشرشده در ژورنال Frontiers in Sustainable Food Systems در سال ۲۰۲۳ نشان می‌دهد که استفاده هم‌زمان از سنسورهای IoT و ثبت داده‌ها در بلاک‌چین منجر به افزایش دقت در ردیابی دمای حمل‌ونقل مواد غذایی تا ۲۵٪ شده و ضایعات ناشی از فساد مواد غذایی را تا ۱۵٪ کاهش داده است. چنین مزایایی به‌ویژه در صنایع لبنی، گوشت و آبزی‌پروری می‌تواند نقش مستقیمی در افزایش بهره‌وری و سودآوری داشته باشد.

از سوی دیگر، افزایش شفافیت و قابلیت حسابرسی داده‌ها، اعتماد مصرف‌کننده را تقویت می‌کند. در شرایطی که مصرف‌کنندگان خواهان اطلاعات دقیق درباره منشأ محصولات، شرایط تولید و فرآوری هستند، فناوری بلاک‌چین این امکان را می‌دهد تا تنها با اسکن یک کد QR، تمام مسیر حرکت یک محصول از مزرعه تا فروشگاه را مشاهده کنند. این رویکرد، پاسخی فناورانه به مطالبات فزاینده اخلاقی، زیست‌محیطی و بهداشتی مشتریان امروزی است.

خانم جمیلا گوردون، بنیان‌گذار شرکت استرالیایی Lumachain، که در ردیابی گوشت با استفاده از بینایی کامپیوتری و بلاک‌چین فعالیت دارد، معتقد است:

«هدف ما افزودن شفافیت به زنجیره‌های تأمین غذایی جهانی و ارائه یک سابقه قابل حسابرسی برای اثبات اینکه یک آیتم از منابع اخلاقی مسئولانه می‌آید است.»

مزیت دیگر این فناوری، تسهیل در واکنش سریع به بحران‌هاست. در صورتی که موردی از آلودگی یا خطر غذایی شناسایی شود، امکان ردیابی دقیق منبع مشکل، مکان انتشار و محصولات مرتبط، موجب کاهش زمان پاسخ، محدودسازی آسیب، و جلوگیری از بحران‌های گسترده می‌شود. به‌عنوان مثال، در سال ۲۰۱۹، فروشگاه Walmart از طریق پلتفرم IBM Food Trust توانست منشأ آلودگی در یک محموله اسفناج را ظرف ۲.۲ ثانیه شناسایی کند؛ فرآیندی که در سیستم‌های سنتی ممکن بود چندین روز زمان ببرد.

از منظر زیست‌محیطی نیز، یکپارچه‌سازی این دو فناوری به کاهش ضایعات غذایی و بهینه‌سازی مصرف منابع منجر می‌شود. با داده‌های دقیق از وضعیت حمل‌ونقل، دمای انبارها، و مدت‌زمان ماندگاری واقعی محصولات، می‌توان از نابودی زودهنگام مواد غذایی جلوگیری کرده و پایداری زنجیره تأمین را ارتقا داد. این رویکرد با اهداف توسعه پایدار سازمان ملل متحد، به‌ویژه هدف شماره ۱۲ درباره «مصرف و تولید مسئولانه»، کاملا هم‌راستا است.

چالش‌ها و موانع پیاده‌سازی فناورانه

با وجود مزایای متعدد، استقرار فناوری‌های بلاک‌چین و اینترنت اشیا در زنجیره تأمین غذایی با چالش‌هایی نیز همراه است. نخستین مانع، هزینه‌های بالای زیرساختی و نگهداری این سیستم‌هاست. بسیاری از شرکت‌های کشاورزی، به‌ویژه در کشورهای در حال توسعه، توان مالی و فنی لازم برای پیاده‌سازی شبکه‌های IoT، مراکز داده، و توسعه بلاک‌چین‌های خصوصی را ندارند.

علاوه بر هزینه، مقاومت فرهنگی و سازمانی نیز مانعی جدی است. برخی بازیگران سنتی زنجیره تأمین، با فناوری‌های جدید بیگانه‌اند و درک روشنی از مزایای آن ندارند. این عدم آگاهی، موجب مقاومت در برابر تغییر، عدم همکاری در تبادل داده و حتی اختلال در پیاده‌سازی راهکارهای فناورانه می‌شود. مطالعه‌ای در سال ۲۰۲۴ که در ژورنال Agronomy منتشر شده، نشان می‌دهد که بیش از ۴۰٪ از تولیدکنندگان کشاورزی کوچک‌مقیاس، نسبت به استفاده از فناوری‌های دیجیتال نگرش منفی یا مردد دارند.

یکی دیگر از چالش‌های ساختاری، نبود استانداردهای جهانی یکپارچه برای تبادل داده، سازگاری سیستم‌ها، و تعیین سطح دسترسی است. در حالی‌که اینترنت اشیا با حجم بالایی از داده‌های حساس روبه‌روست، تعیین این‌که چه داده‌هایی در بلاک‌چین عمومی، خصوصی یا مجوزدار ثبت شود، نیازمند چارچوب‌های حقوقی و فنی روشن است. بدون این چارچوب‌ها، نگرانی درباره نقض حریم خصوصی، افشای اطلاعات تجاری و سوءاستفاده از داده‌ها افزایش می‌یابد.

– بریجت ون کرالینگن، معاون ارشد IBM: «بلاک‌چین را به‌عنوان یک سیستم عامل برای اعتماد می‌بینم.»

توسعه سیستم‌های ترکیبی بلاک‌چین و اینترنت اشیا مستلزم همکاری میان حوزه‌های میان‌رشته‌ای است: از فناوری اطلاعات و مهندسی الکترونیک، تا زنجیره تأمین و علوم کشاورزی. بدون ایجاد تیم‌های چندتخصصی و بهره‌گیری از نوآوری باز (open innovation)، پیاده‌سازی این فناوری‌ها در مقیاس وسیع با کندی و پیچیدگی همراه خواهد بود. همچنین، نیاز به آموزش و ارتقای سواد دیجیتال در بین ذینفعان زنجیره، به‌ویژه کشاورزان و تولیدکنندگان محلی، بیش از پیش حس می‌شود.

نمونه‌های عملی از پیاده‌سازی موفق بلاک‌چین و IoT در زنجیره تأمین غذایی

در سال‌های اخیر، پروژه‌های متعددی به‌صورت عملی در سطح جهانی پیاده‌سازی شده‌اند که ترکیب موفق بلاک‌چین و اینترنت اشیا را در زنجیره تأمین غذایی به‌خوبی نمایش می‌دهند. پلتفرم IBM Food Trust یکی از برجسته‌ترین نمونه‌هاست که با مشارکت شرکت‌هایی نظیر Walmart، Dole، و Nestlé توانسته است ردیابی محصولاتی مانند گوشت، میوه، سبزی و لبنیات را از مزرعه تا قفسه فروشگاه در زمان واقعی ممکن سازد. طبق گزارش رسمی IBM، مدت‌زمان لازم برای شناسایی منشأ آلودگی در زنجیره تأمین از چند روز به کمتر از ۲.۲ ثانیه کاهش یافته است.

نمونه دیگر، شرکت VeChain است که از بلاک‌چین VeChainThor برای نظارت بر کیفیت، اصالت و شرایط نگهداری مواد غذایی استفاده می‌کند. این شرکت در همکاری با برندهای لوکس غذایی در چین و اروپا، توانسته است از طریق برچسب‌های RFID و سنسورهای IoT، اطلاعات کامل محصول را به مصرف‌کننده نهایی منتقل کند. این نوع شفافیت دیجیتال، به‌ویژه در محصولات ممتاز و گران‌قیمت، موجب افزایش قابل توجه اعتماد و وفاداری مشتری شده است.

در حوزه صنایع پروتئینی، شرکت استرالیایی Lumachain با بهره‌گیری از بلاک‌چین و بینایی کامپیوتری، امکان ردیابی دقیق گوشت قرمز از لحظه کشتار تا مصرف را فراهم کرده است. همکاری این شرکت با CSIRO (سازمان پژوهش‌های علمی و صنعتی استرالیا) و JBS (یکی از بزرگ‌ترین فرآوری‌کنندگان گوشت جهان)، نشان‌دهنده قابلیت‌ اطمینان و مقیاس‌پذیری این فناوری در کاربردهای صنعتی است.

پروژه OpenSC نیز که با پشتیبانی WWF و شرکت BCG Digital Ventures توسعه یافته، نشان‌دهنده کاربرد بلاک‌چین در ردیابی منابع دریایی و شیلات است. این پروژه، از سنسورهای نصب‌شده روی کشتی‌های ماهیگیری، داده‌هایی همچون موقعیت جغرافیایی، زمان صید و نوع روش صید را دریافت کرده و آن را به‌صورت رمزنگاری‌شده در بلاک‌چین ثبت می‌کند. نتیجه، یک زنجیره تأمین شفاف و مقاوم در برابر صید غیرقانونی و بهره‌کشی انسانی است.

آینده‌پژوهی و نقش بلاک‌چین در شکل‌دهی به امنیت غذایی

روندهای جهانی نشان می‌دهد که ترکیب بلاک‌چین و اینترنت اشیا نه‌تنها یک گزینه فناورانه، بلکه به‌سرعت در حال تبدیل‌شدن به یک الزام ساختاری برای زنجیره‌های تأمین غذایی است. بر اساس گزارش ScienceSoft، ارزش بازار جهانی بلاک‌چین در زنجیره تأمین کشاورزی و غذایی تا سال ۲۰۳۳ با نرخ رشد سالانه مرکب ۴۴.۲۵٪ به بیش از ۱۱.۶ میلیارد دلار خواهد رسید. چنین رشدی، نتیجه مستقیم افزایش تقاضا برای شفافیت، ردیابی‌پذیری، پایداری و انطباق با استانداردهای بین‌المللی است.

از سوی دیگر، با توجه به تهدیدات زیست‌محیطی و تغییرات اقلیمی که به‌طور مستقیم بر امنیت غذایی تأثیر می‌گذارند، استفاده از فناوری‌هایی که امکان رصد دقیق منابع و مسیرهای تولید را فراهم کنند، به یک ضرورت استراتژیک بدل شده است. گزارش‌های IPCC به‌وضوح نشان می‌دهند که تغییر اقلیم نه‌فقط تولید محصولات را تهدید می‌کند، بلکه پیوستگی زنجیره‌های تأمین جهانی را نیز در معرض خطر قرار داده است. در این شرایط، داده‌های دقیق، شفاف و غیرقابل تغییر، ابزارهای اصلی برای مدیریت ریسک و حفظ تاب‌آوری سیستم غذایی هستند.

– اسکات گاتلیب، کمیسر سابق FDA: «تأمین‌کنندگان مواد غذایی باید بلاک‌چین را آزمایش کنند، زیرا می‌تواند مشکلات را به یک کشاورز، مزرعه و توزیع‌کننده خاص مرتبط کند.»

از منظر راهبردی، کشورهایی که قصد دارند نقش فعال‌تری در بازار جهانی ایفا کنند، باید زیرساخت‌های فناورانه و حقوقی لازم برای پذیرش این فناوری‌ها را فراهم سازند. این شامل تدوین سیاست‌های داده‌محور، ایجاد مراکز داده کشاورزی، آموزش کشاورزان و ایجاد مشوق‌های مالی برای پذیرش فناوری‌های نوین است. در غیر این صورت، احتمال حذف از زنجیره‌های تأمین بین‌المللی به‌دلیل عدم انطباق با استانداردهای ردیابی و شفافیت افزایش خواهد یافت.

در سطح کلان، بلاک‌چین و اینترنت اشیا می‌توانند نه‌تنها بهینه‌سازی عملیات و کاهش هزینه‌ها را محقق کنند، بلکه ابزارهای مؤثری برای توسعه سیاست‌گذاری داده‌محور، رصد امنیت غذایی ملی و مقابله با قاچاق یا احتکار محصولات باشند. چنین کاربردهایی، به‌ویژه برای دولت‌ها و نهادهای تنظیم‌گر، می‌تواند در تدوین برنامه‌های واکنش سریع و کنترل بحران‌های غذایی مفید واقع شود.

در نهایت، حرکت به‌سوی زنجیره‌های تأمین هوشمند، مستلزم بازنگری در نقش داده‌ها، اعتماد دیجیتال و شفافیت است. همان‌گونه که فناوری در حوزه سلامت، مالی و انرژی تحولات بنیادینی را رقم زده، زمان آن فرارسیده که کشاورزی و امنیت غذایی نیز از ظرفیت بی‌بدیل بلاک‌چین و اینترنت اشیا برای ساختن آینده‌ای پایدار، شفاف و قابل‌اطمینان بهره‌مند شوند.

ردیابی شفاف زنجیره غذایی با بلاک‌چین و اینترنت اشیا
دیدگاه‌های کاربران

شما می‌توانید دیدگاه خود را بصورت کاملا ناشناس و بدون درج اطلاعات شخصی خود ثبت نمایید.